الحر العاملي ( مترجم : عباس جلالى )

13

نقدى جامع بر تصوف ( ترجمة رسالة الاثني عشرية في الرد على الصوفية ) ( فارسى )

مرشد و امثال آن از اصطلاحات ساختگى صوفيّه است . صوفيان در ستايش و بزرگ جلوه دادن سران خود بيش‌از حد زياده‌روى مىكنند و با گستاخى و جسارت خاصى اوصافى فراتر از تصور ، براى آنان مىتراشد . آن‌ها پير و مرشد و قطب خود را خداى مجسّم مىبينند و هرگاه جملهء « إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ » را بر زبان مىآورند ، قطب و مرشد خويش را در نظر مىآورند و از او چنان به عظمت ياد مىكنند كه مريد و سالك بايد خود را نظير مرده‌اى كه تسليم غسّال مىشود ، تسليم وى نمايد و دستور مرشد را هرچند گناه و معصيت باشد بىچون و چرا و با كمال رضا و رغبت انجام داده و حق هيچ‌گونه اعتراضى نداشته باشد . بنا به عقيدهء بسيارى از صوفيّه ، سالك پس از گذراندن منازل و مقامات و از بين بردن تشخّص و تعيّن فردى ، در نام‌ها و صفات الهى فانى و مستغرق مىگردد تا آن‌جا كه در حق ، فانى مىشود ، سپس خدا در او تجلّى مىكند به‌گونه‌اى كه از خود فانى گشته و ديگر او ، او نيست بلكه « نعوذ بالله » يكپارچه خداست . در پاسخ به اين ياوه‌گويىها انديشمندان بزرگ و برجستهء جهان تشيّع نظير شيخ مفيد ، شيخ طوسى ، علّامهء حلّى ، مقدّس اردبيلى ، شيخ بهايى ، محقق صاحب قوانين ، مجلسى ، محدث قمى و ديگر اوتاد و بزرگان « اعلى اللّه مقامهم » دست به تأليف كتب ارزنده‌اى زده‌اند . از جمله چهره‌هاى بارز و درخشانى كه در اين زمينه داد سخن داده علّامهء بزرگ محمد بن حسن حرّ عاملى قدّس سرّه از مفاخر تشيّع و صاحب كتاب گران‌سنگ « وسائل الشيعه » است . وى در كتاب « رسالة الاثنى عشريه فى الرد على الصوفيّة » كه ترجمهء آن را با عنوان « نقدى جامع بر تصوّف » پيش رو داريد بر آموزه‌هاى واهى اين مرام و مسلك ساختگى خط بطلان كشيده و با براهين دندان‌شكن عقلى و نقلى آن را از پايه و اساس مردود دانسته است كه شما خوانندگان گرامى را در اين خصوص به داورى مىطلبيم . با عنايت به نياز جامعهء اسلامى و لزوم شناخت مسلك‌هاى جداى از خط اهل بيت عليهم السّلام ترجمهء اين كتاب شريف از سوى انتشارات انصاريان به اين جانب محوّل شد اميد است صاحبان قلم و انديشه ، كاستىها را با ديدهء اغماض نگريسته و با رهنمودهاى خويش ، مترجم را مرهون الطاف خويش نمايند . قم - عباس جلالى اول بهمن 1382