الحر العاملي ( مترجم : عباس جلالى )

121

نقدى جامع بر تصوف ( ترجمة رسالة الاثني عشرية في الرد على الصوفية ) ( فارسى )

جايز بوده ، بلكه چنين كارهايى عملا از آن‌ها سرمىزند . بدين ترتيب ، اگر صاحبان كشف نيز مانند ديگران مرتكب خطا و اشتباه شوند چگونه بايد آن را از راه‌هاى اختراعى و مورد نهى ، به دست آورد و بر آن متكى شد و دلايل شرعى را كه در جهت عمل به آن‌ها فرمان داده شده‌ايم ، كنار نهيم ؟ آيا همهء امور ياد شده جز دورى از شرع و بيرون رفتن از دايرهء دين ، چيز ديگرى تلقّى مىشود ؟ 4 - به فرض صحّت كشف ، لازمه‌اش غيب دانستن و يا شناخت بسيارى از امور غيبى است . بلكه در اين صورت لازم مىآيد مقام و رتبهء علم و دانش صاحب كشف برتر از همهء انبياء حتى اشرف پيامبران حضرت محمد صلّى اللّه عليه و آله باشد ، زيرا رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله فرمود : « ما أعلم ما وراء جدارى هذا الّا بوحى يوحى الىّ ؛ جز با وحى كه به من الهام مىشود ، نمىدانم پشت ديوار خانه‌ام چه مىگذرد » رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله با اين سخن به صراحت فرموده كه خود ، قادر بر كسب آگاهى هيچ يك از امور غيبى و دست‌يابى به كشف درمورد آن‌ها ، نيست و مشخص است كه وحى ، امرى اكتسابى نبوده و پيامبر بدان نيازمند است با اين‌كه صوفيان مدّعىاند با امور اكتسابى و رياضت كشيدن و كشف ، از وحى و علوم دين بىنيازند و در جاى خود ثابت شده كه معصومين عليهم السّلام نه تنها هيچ‌گاه ادعاى آگاهى بر علوم غيبى نكرده بلكه كسانى كه چنين عملى را بدانان نسبت داده‌اند ، به شدّت مورد نكوهش قرار داده‌اند . « 1 » به‌گونه‌اى كه امام صادق عليه السّلام فرمود : « عجبا لمن زعم انّا نعلم الغيب و اللّه لقد اردت أن اضرب جاريتى فلانة فهربت ، فما علمت فى اىّ بيت من بيوت الدار ، هى ؛ « 2 » از كسانى كه مدّعىاند ما علم غيب

--> ( 1 ) . ائمه عليهم السّلام اين كار را به جهت تقيّه در برابر دشمن انجام مىدادند چنان‌كه بر اهل فنّ و كسانى كه به اخبار و روايات آشنايى كامل داشته باشند ، پوشيده نيست . و از سخن مؤلف ، رضوان اللّه تعالى عليه در كتاب « الفوائد الطوسيه » با اتكاى به برخى روايات چنين برمىآيد كه علم و دانش ائمه عليهم السّلام به غيب ، ارادى و التفاتى بوده نه حضورى و اين سخن بر خلاف تحقيق و پژوهش دانشمندان بزرگ و پژوهندهء ماست . بنابراين ، بايد اخبار و روايات وارده در اين خصوص را حمل بر تقيّه كرد زيرا اين دسته از روايات با بسيارى از آيات قرآن و احاديث متواتر ، مخالفت داشته و با مقام و جايگاه امامت و زعامت بزرگ الهى ، منافات دارد . ( 2 ) . شايد امام عليه السّلام با اين سخن توريه انجام داد تا به دو نسبت خدايگانى داده نشود و مقصودش علم و دانشى مستند به علل و اسبابى ظاهرى و يا علمى غيراكتسابى بود . افزون بر اين‌كه احتمال دارد خداوند آن ماجرا را در آن حال ، به جهت مصلحتى ، بر آن حضرت پوشيده داشته است شيخ انصارى رحمه اللّه در بحث برائت ، سخنان شيخ حرّ عاملى رحمه اللّه را در « محكى الفوائد الطوسيه » مورد اعتراض قرار داده و گفته است : مسألة ، مقدار اطلاعات امام عليه السّلام از جنبهء عموم و خصوص و چگونگى علم وى به امور غيبى كه آيا اين علم بر اراده و توجه آنان بر خود آن مورد متوقف است يا نيست از اخبار و روايات گوناگون به‌گونه‌اى اطمينان‌آور ،