الحر العاملي ( مترجم : عباس جلالى )

112

نقدى جامع بر تصوف ( ترجمة رسالة الاثني عشرية في الرد على الصوفية ) ( فارسى )

بالاشراف و الاءحاطة و القدرة و لا يعزب عنه مثقال ذرّة فى السموات و لا فى الأرض و لا اصغر من ذلك و لا اكبر بالاحاطة و العلم لا بالذات ، لأنّ الأماكن محدودة تحويها حدود اربعة فاذا كان بالذات لزمها الحواية ؛ « 1 » او خداى يكتايى است كه ذاتش يكى است و با آفريده‌هايش تفاوت دارد و خود را نيز همين‌گونه وصف فرموده ، او با اشراف و احاطه و قدرت ، بر هرچيزى احاطه دارد و ذرّه‌اى از آن‌چه در آسمان‌ها و زمين مىگذرد از احاطه و آگاهى او نهان نمىماند . نه به ذات مقدسش زيرا همهء مكان‌ها محدود به حدود چهارگانه است و اگر احاطه‌اش به ذات باشد لازمه‌اش محدود بودن است . » 10 - نيز از هشام بن حكم روايت كرده كه ديصانى درمورد فرمودهء خدا : هُوَ الَّذِي فِي السَّماءِ إِلهٌ ؛ « 2 » او كسى است كه در آسمان معبود است از او پرسش نمود و مدّعى شد آيهء ياد شده بر سخن وى ( خدايان متعدد ) دلالت دارد . هشام اين مسأله را از امام صادق عليه السّلام پرسيد . حضرت در پاسخ فرمود : « هذا كلام زنديق خبيث اذا رجعت اليه قل له : ما اسمك بالكوفه ؟ فانهء يقول لك : فلان ، فقل له : ما اسمك بالبصرة ؟ فانّه يقول لك : فلان ، فقل له : كذلك اللّه ربّنا فى السماء إله و فى الارض إله و فى البحار إله و فى القفار إله و فى كل مكان إله . قال : اتيت الديصانى فاخبرته و فقال : هذه نقلتها الابل من الحجاز ؛ « 3 » اين سخن از كافر و ملحد پليدى سر مىزند ، هرگاه نزد او بازگشتى به او بگو : نام تو در كوفه چيست ؟ او مىگويد : فلانى ، به او بگو : در بصره چه نام دارى ؟ خواهد گفت : فلانى ، شما در پاسخ به وى بگو : پروردگار ما نيز همين‌گونه در آسمان و زمين و دريا و بيابان و در هرجا ، خداست . هشام مىگويد : نزد ديصانى آمدم و همين‌گونه به دو پاسخ دادم : وى به من گفت : اين پاسخ را شترسوارى از حجاز نقل كرده است [ كنايه از اين‌كه چنين سخنى از معصوم است ] » 11 - هم‌چنين از محمد بن مسلم روايت كرده كه از ابو جعفر عليه السّلام پرسيد : روايت مىكنند كه خداوند حضرت آدم عليه السّلام را به صورت خود آفريد ، منظور چيست ؟ حضرت فرمود : « هى صورة محدثه مخلوقة ، اصطفاها اللّه و اختارها على ساير الصور المختلفة فاضافها

--> ( 1 ) . توحيد ص 131 ، بحار ، ج 3 ص 322 . ( 2 ) . زخرف ، آيهء 84 . ( 3 ) . توحيد ، ص 133 .