الشيخ الكليني ( مترجم : كمره اى )

342

الكافي - الروضة من الكافي ( روضه كافى يا گلستان آل محمد ص ) ( فارسى )

فرمود : عقيل كرم اللَّه وجهه بپاخاست در برابر آن حضرت و گفت : تو به خدا مرا و يك سياه را در مدينه برابر و هم ترازو ميكنى ؟ فرمود بنشين آيا اينجا جز تو ديگرى نبود كه سخن گويد و اعتراض كند ؟ تو را بر آن سياه برترى نيست جز بسابقه در ديانت و يا بتقوى . شرح - از مجلسى ( ره ) - فيء بمعنى غنيمت و خراج است و يثرب مدينة الرسول است يعنى تا يك نخله خرما دارم چيزى از غنيمت و خراج شماها نكاهم . . . پايان نقل از مجلسى ره . من گويم على ( ع ) در آغاز بدست گرفتن زمام حكومت اسلامى توجه خود را معطوف بريشه فساد و ستم‌كارى نمود و برنامه حكومت خود را ريشه كن كردن اين فساد اعلام كرد او به خوبى مىدانست كه ريشه فساد در اجتماع ، دنياطلبى و حرص بر جمع مال دنيا است و اگر عدالت مالى و توزيع ثروت بر اساس ملاحظه عموم رعيت باشد سرچشمه فساد خشك مىشود و مفاسد ديگر خود به خود از ميان ميرود و به اين حساب در آغاز حكومت خود اعلام كرد كه من خود نيازى ندارم درهم و دينارى از بيت المال مسلمانان را بردارم و به خود اختصاص دهم و ديگران هم بايد اين حساب را براى خود نگه دارند و توقع بىجا از مال عموم نداشته باشند . و اينكه ميفرمايد تا يك نخله در مدينه بر سر پا دارم چيزى از شماها نكاهم دو وجه دارد : 1 - من بشماها افتخارى خدمت ميكنم و توقع حقوق رياست را ندارم و حقوق مالى امامت را بملت اسلامى واميگذارم . 2 - من به اندازه يكى از شماها براى خود سهم بر ميدارم و از نظر تصدى حكومت حق بيشترى در برابر خدمت خود توقع ندارم . ( يك اعلاميه از پيغمبر ( ص ) خطاب ببنى هاشم ) 205 - ( 1 ) از ابا عبيده از امام باقر ( ع ) فرمود رسول خدا ( ص ) بر كوه صفا ايستاده بود فرمود اى بنى هاشم ! اى بنى عبد المطلب ! راستى من رسول خدايم بسوى شما و بر شماها مهربانم و براستى سر و كار من با كردار خود منست و سرو كار شما هم با كردار خود شما است ، نگوئيد محمد از ما است و ما بهمراه او روانه هستيم نه به خدا دوستان ، من از شما و از ديگران ، اى بنى عبد المطلب كسى نيست جز پرهيزكاران .