الشيخ الكليني ( مترجم : كمره اى )

318

الكافي - الروضة من الكافي ( روضه كافى يا گلستان آل محمد ص ) ( فارسى )

186 - ( 1 ) از امام صادق ( ع ) فرمود : حكمت گمشده مؤمنست هر كدام شما گمشده خود را هر جا يافت بايد آن را برگيرد . شرح - از مجلسى ره - « قوله الحكمة ضالة المؤمن الخ » اين جمله در اخبار بسيارى نزد خاصه و عامه وارد است و در تفسيرش اختلافست : 1 - گفته شده مقصود اينست كه مؤمن پيوسته در جستجوى حكمت است چنانچه مردى گمشده خود را جويد ، در نهايه اين را گفته . 2 - مؤمن حكمت را بگيرد از هر كه آن را نزد او يابد و گر چه كافر باشد يا فاسق چنانچه صاحب حيوان گمشده آن را هر جا يابد بگيرد و اين معنى روشن است . 3 - گفته‌اند مقصود اينست كه هر كه كلمه حكمتى دارد كه خود نمىفهمد و مستحق آن نيست بايد دنبال كسى بگردد كه آن را ميفهمد و به حق اخذ مىكند چنانچه بايد گمشده را تعريف كرد تا صاحب آن را يافت و به او تسليم كرد . 187 - ( 2 ) از امام صادق ( ع ) فرمود : راستى كه اشعث بن قيس در خون امير المؤمنين ( ع ) شريك شد و دخترش جعده امام حسن « ع » را زهر داد و محمد پسرش در خون امام حسين ( ع ) شريك شد . شرح - از مجلسى ره - اشعث بن قيس كندى از خوارج بوده است شيخ در رجالش گويد اشعث بن قيس كندى ابو محمد كنيه دارد ساكن كوفه شد ، پس از پيغمبر در رده اهل ياسر مرتد شد و ابو بكر خواهرش ام فروه را به او بزنى داد و ام فروه يك چشم بود و براى او محمد را زائيد و پس از آن از خارجيان گرديد . و در اخبار بسيارى وارد شده است كه او با جمعى از خوارج در بيرون كوفه با سوسمارى بيعت كردند و او را امير المؤمنين ناميدند از راه كفر و استهزاء به آن حضرت ( ع ) و اين كافر بكشتن او كمك داده است . چنانچه شيخ مفيد در كتاب ارشاد و ديگران گفته‌اند ابن ملجم و شبيب بن بجرة و وردان بن خالد براى قتل آن حضرت كمين كردند و در برابر درى كه از آن براى نماز بيرون ميشد نشسته بودند و پيش از آن مقصود خود را با اشعث بن قيس در ميان نهاده بوده و او هم با آن‌ها موافقت كرده بود و اشعث بن قيس هم در آن شب بيرون شده بود و رهبرى آنها را در دست داشت و حجر بن عدى آن شب در مسجد بيتوته كرده بود و شنيده بود كه اشعث مىگويد يا بن ملجم زود ، زود دنبال كارت برو كه سپيده دم تو را رسوا كرد و حجر به مقصد اشعث پى برد و گفت اى يك چشم اگر او را كشتى و شتافت