الشيخ الكليني ( مترجم : كمره اى )

293

الكافي - الروضة من الكافي ( روضه كافى يا گلستان آل محمد ص ) ( فارسى )

و ممكنست اين هر دو معنى از هفت زمين منظور آيه باشند باعتبار بطون متعددى كه در هر آيه است پايان نقل از مجلسى ره . من گويم - اين بيان روشن و گوياى امام هشتم تاييد مىكند همان معنى را كه براى آسمان در زبان قرآن و حديث بيان كرديم و آن اينست كه آسمان عبارت از يك فضاى ستاره‌نما است كه به شكل گنبدى بالاى زمين نمودار است و چهره و نمودى ندارد جز بوسيله همان نورپاشى اختران روز و يا شب و دلالت روشنى دارد بر اينكه مقصود از زمين در زبان قرآن و حديث همان اجسام معلقه در فضا هستند كه به زبان امروز از آنها بستاره و سياره تعبير مىشود و شايد مقصود امام از تنظيم 7 زمين و 7 آسمان همان شرح منظومه شمسى ما باشد تا آنجا كه در تاريخ صدور حديث معروف و مفهوم بوده است و اين حديث خود يكى از گنجينه‌هاى علم امامت است كه براى دانشمندان امروز دنيا بسى پر معنا است . شرح - از مجلسى ره - « في فلات قى » فلات دشت پهناور و قى بمعنى تهى است . دنباله حديث 143 - ( 1 ) و اين هفت زمين با آنچه در آنها است و آنچه بر آنها است بر پشت خروس چون حلقه‌ايست كه در دشت پهناور تهى افتاده است و آن خروس دو بال دارد يك بال در مشرق و بالى در مغرب و دو پا در عمق عميق . و اين هفت و آن خروس و هر كه در آنست و هر كه بر آنست بر روى صخره چون حلقه‌اى است كه در دشت پهناور تهى افتاده است و آن صخره با هر كه در آنست و هر كه بر آنست بر پشت ماهى چون حلقه‌اى است كه در دشت پهناور تهى افتاده است و آن هفت و آن خروس و آن صخره و آن ماهى با هر كه در آنست بر صحنه درياى تاريك چون حلقه‌اى است كه در بيابان پهناور تهى افتاده است ، و آن هفت و آن خروس و آن صخره و آن ماهى و آن درياى تاريك بر هواى روان چون حلقه‌اى است كه در دشت پهناور تهى افتاده است . و آن هفت و آن خروس و آن صخره و آن ماهى و آن درياى تاريك با هوا بر زبر ثرى چون حلقه‌اى است كه در دشت پهناور تهى افتاده است . سپس اين آيه را خواند ( 6 - طه ) از آن او است آنچه در آسمانها است و در زمين و ميانه آنها و آنچه زير ثرى است ( خاك نمدار زير قشر ظاهر زمين ) .