الشيخ الكليني ( مترجم : كمره اى )

286

الكافي - الروضة من الكافي ( روضه كافى يا گلستان آل محمد ص ) ( فارسى )

اسلام قانون متعه را بعنوان يك توسعه كامل در ارتباط زن و مرد تشريع كرد و اين تشريع به نظر برخى خرمقدسان عرب مانند عمر ناروا مىنمود و مخالف باشعار عربيت شمرده ميشد و از اين رو عمر در طول مصاحبت با پيغمبر ( ص ) نتوانست اين حقيقت را هضم كند و وقتى حكومت بدست او افتاد بعنوان يك فرمان خصوصى آن را غدقن كرد و اين قانون اسلامى را توقيف نمود و چون با طبع عربى صحابه موافق بود مورد رضايت اكثر صحابه قرار گرفت و يك قانون درجه دوم شناخته شد و سپس فقهاء عامه بتوجيه و دليل‌تراشى براى آن برآمدند . و در اين حديث بدين حقيقت اشاره شده است كه اين تشريع يك سرگرمى معقولى است براى انسان و شهوت وى به وضع آبرومندى تحليل ميرود و از ارتكاب سرگرميهاى نامعقولى چون استعمال نوشابه‌هاى الكلى و هرزگى مصون مىشود . 134 - ( 1 ) از معمر بن خلاد گويد امام رضا ( ع ) به من فرمود : كه مأمون به من گفت اى ابا الحسن كاش نامه‌هائى ببرخى پيروان خود در نواحى دچار شورش و انقلاب بر عليه ما مينوشتى فرمود من به او گفتم يا امير المؤمنين اگر براى من نسبت به قراردادى كه شده وفادارى كنى من هم براى تو وفادارى ميكنم . همانا من در امر ولايت داخل شدم كه نه فرمانى دهم و نه غدقنى كنم و نه حكمرانى گمارم و نه حكم رانى را از كار بر كنار كنم و پذيرش ولايت عهد من براى من مايه فزونى نعمت و مقامى نشده است ، من در مدينه بودم و نامه‌ام در مشرق و مغرب نفوذ داشت سوار بر الاغ خود ميشدم و در كوچه‌هاى مدينه گذر ميكردم و در آن ارمن عزيزترى نبود ، در آنجا كسى از اهل مدينه نبود كه از من درخواستى كند و من بتوانم آن را انجام دهم جز اينكه آن را انجام ميدادم براى او ، فرمود در پاسخ من گفت من به تو وفادارم . شرح - از اين حديث استفاده مىشود كه منظور مأمون از آوردن امام رضا بخراسان و وارد كردن او در حكومت استفاده از نفوذ آن حضرت بوده است در خنثى كردن شورش انقلابى ملت‌هاى ستمكشيده كه در اطراف كشور پهناور آن روز بر اثر فشار حكم‌رانان و وابستگان درباريان و شاهان وقت بستوه آمده و در مبارزه جدى و پىگيرى وارد شده بودند و جهت خوددارى آن حضرت از قبول خلافت اين بوده است كه دستگاه مأمونى مىخواسته است با معرفى آن حضرت بعنوان خليفه وقت سرپوش روى جنايات خاندان خود بگذارد و پايه حكومت خود را محكم سازد و شورش و