الشيخ الكليني ( مترجم : كمره اى )
278
الكافي - الروضة من الكافي ( روضه كافى يا گلستان آل محمد ص ) ( فارسى )
خود باليد ( 1 ) و خداوند عز و جل به او فرمود : بر خود مبال زيرا من تو را ميان دو گروه بهشتيان و دوزخيان سر ميبرم و هرگزت زنده نكنم تا اميدوارى يا بيم كنى . و نيز پيغمبر ( ص ) فرمود : بردبارى بر خشم چيره باشد ، مهرورزى بر تندخوئى چيره باشد ، صدقه بر گناه چيره باشد . سپس امام صادق ( ع ) فرمود چه بسيار بمانند اينست كه بر ديگرى چيره باشد . شرح - از مجلسى « ره » - « قوله فخرت و زخرت » - فيروزآبادى گفته زخر البحر يعنى بالا گرفت و پر شد و در وادى و نباتات هم بمعنى كشش و بلندى به كار رفته است و در مرد هم گويند بمعنى بر خود باليدن . من گويم محتمل است كه اين جملهها بر سبيل داستانسرائى باشد و غرض بيان اينست كه جز خدا تعالى مغلوب و مقهور است از غير او و خدا همان غالب و قاهر بر همه چيز است جز خود . قوله « اوتادا من أن تميد بما عليها » اين اشاره است بدان چه خداوند در چند جاى از قرآن كريم گفته است : 1 - ( 15 - النحل ) و در زمين لنگرها افكند كه مبادا شما را به اين سو و آن سو بلغزاند مبرد گفته است يعنى زمين را منع كرد كه شما را بلغزاند و گفته شده يعنى تا شما را نلغزاند و گفتهاند براى كراهة از اينكه بلغزاند . 2 - قول خدا تعالى ( 7 - النبأ ) و كوهها را ميخ نموديم - برخى مفسرين گفتهاند معنى ميد لغزيدن از سه سو است ( بالا و راست و چپ ) و گفته شده است كه زمين مانند سقف تكان مىخورد و ميلرزيد بواسطه راه رفتن و خدا آن را بوسيله كوهها لنگر داد تا از لرزش آن منع كند و از ابن عباس نقل شده است كه زمين بر روى آب پهن شده بود و بمانند كشتى مردم را برمىگردانيد و خدا آن را بوسيله كوهها لنگر داد سبب اختلاف دارند كه كوهها چگونه سبب آرامش زمين شدند و در آن چند قول است : 1 - فخر رازى در تفسير خود گفته است كه چون كشتى را بر روى آب اندازند از اين سو و آن سو خم شود و مضطرب باشد و چون اجرام سنگين بار در آن بريزند ثابت و آرام گردد و همچنين هنگامى كه خدا زمين را بر روى آب آفريد مضطرب شد و ميلغزيد و خدا تعالى كوهها را آفريد و زمين را بدان ميخكوب كرد و بسبب سنگينى كوهها روى آب برقرار شد سپس گويد معترض مىتواند اين اعتراضات را بكند . 1 - اين علت تراش يا حركات اجسام را بطبع خود مىداند يا بتأثير فاعل مختار بنا بر اول گوئيم ترديدى نيست كه زمين از آب سنگينتر است و بايد به زير آب رود نه آنكه روى آب بماند و بلرزد بخلاف كشتى كه از چوبست و درونش تهى است و بدان سبب روى آب ميماند و مىلرزد و چون سنگين بار شد پا بر جا مىشود و آرام مىگردد پس فرق آنها ظاهر است .