الشيخ عباس القمي
42
مقامات العلية في موجبات السعادة الأبدية ( خلاصه معراج السعادة وحلية المتقين ) ( فارسي )
حاج شيخ عبّاس واقعاً شگفت زده شدم ؛ زيرا هيچ بيتِ غزلى را نخواندم مگر آن كه آن مرحوم تمام غزل را از حفظ خواند . مرحوم سردار كابلى مىفرمودند : واقعاً تعجّب كردم كه شخصى محدّث با اين مقام از زهد و تقوا و عبادت و توغّل و تضرّع در احاديث ائمّه طاهرين اين قدر شعر و غزل حفظ داشته باشد . مثل اين كه حاج شيخ در جوانى به ادبيات فارسى و عربى و فصاحت و بلاغت عنايتى داشته است و از عبارت ايشان در الكنى و الألقاب ج 2 در ترجمه حريرى ، صاحب مقامات نيز مىتوان اين مطلب را دريافت . نكته سوم ، اين كه بين مرحوم حاج شيخ و مرحوم والدم انس و الفت شديدى بوده به طورى كه هر دو با يكديگر صيغه اخوّت خوانده بودند و اين انس و علاقه ظاهراً در ايّام اقامت حاج شيخ در كرمانشاه به هنگام مسافرت به عتبات پديد آمده است . مرحوم والدم فرمودند : مرحوم حاج شيخ عبّاس با بنده عقد اخوّت خوانده بودند و بدين مناسبت زمانى براى بنده اين قضيه را نقل نمودند كه : به هنگامى كه در نجف اشرف در محضر مرحوم ميرزاى نورى مشرّف و مستفيض بودم ، روزى به همراه آقازاده ايشان به زيارت اهل قبور و وادى السّلام رفتم . به قبرستان وادى السّلام كه وارد شدم ، ديدم از دور صداى نعرهاى مىآيد . چون قبرهاى نجف را اغلب بلند مىسازند و گه گاه پشت آنها معلوم نيست ، خيال كردم آن دورها شترى نحر مىكنند . هر مقدار كه رو به جهت صدا مىرفتم مىديدم صدا بيشتر و بلندتر مىشود . به جست و جو و كنجكاوى رو به محلّ صدا و نعره رفتم ، ديدم از دور جماعتى در وادى السّلام مجتمعند و مثل آن كه صداى نعره از آن محل است ، به سوى آن رفتم . ديدم آن جماعت جهت دفن جنازهاى آمدهاند كه صداى او تمام صحرا را پر كرده بود و من به گوش خودم آن نعره را از جنازه مىشنيدم ؛ ولى يك نفر از آن جماعت و فرزند مرحوم ميرزاى نورى كه با من بود آن صدا و نعره را نمىشنيدند » . علماى بزرگوار ما در حيات و ممات مايه لطف و عنايت و سِمت زعامت و