الشيخ محمد تقي التستري ( الشوشتري ) ( مترجم : بهراد جعفرى )
8
مواعظ ( فارسى )
خاندانى و فردى تقسيم مىشوند ، بدين گونه كه در حوزهء مدنى همواره افراد يك جامعه تابع اندرزها و پندهائى مىباشند كه آن جامعه در طول حيات خود به آنها رسيده باشند . اگر به عاملان اندرزها و پندهاى يك جامعه بپردازيم ، به پندها و اندرزهايى در عرف يك خاندان مىرسيم كه تخلّف از آنها سبب از هم گسيختگى و نابودى آن خاندان مىگردد . چنانچه از اينگونه اندرزها و مواعظ كه وابسته به تجربههاى شخصى و خاندانى و قومى است بگذريم به مواعظ و رهنمودهايى مىرسيم كه منبع و منشأ اين جهانى ندارند بلكه از سرچشمهء فيض الهى نشأت مىگيرند . خالق متعال از راه لطف ، چون نمىخواهد مخلوقش به بيراهه بيفتد و در دام اهريمن گرفتار آيد ، به موعظه و اندرزش مىپردازد . اندرزها و مواعظى كه از سوى حاملان شرع و معصومان ابراز مىگردد جايگاه ويژهء خود را دارد مولى الموحّدين على بن ابى طالب عليه السّلام در خطبهاى خطاب به همّام ؛ آن عبد صالح پروردگار كه از حضرت وصف متّقين را مىخواهد فرمود : « إِنَّ اللَّهَ مَعَ الَّذِينَ اتَّقَوْا وَ الَّذِينَ هُمْ مُحْسِنُونَ » : خدا با كسانى است كه پرهيزگار و نيكوكارند . و چون همّام ذكر اوصاف بيشترى را از متّقين درخواست مىكند ، همينكه حضرت در پاسخش اوصاف فزونترى را برمىشمرد ، بىهوش مىگردد و در بيهوش جان مىسپارد ، حضرت فرمود : از همين بر او مىترسيدم . سپس فرمود : موعظتهاى رسا با آنان كه شنواى آنها هستند چنين كند . شخصى به آن حضرت مىگويد : اى امير مؤمنان چرا با تو چنين نكرد ؟ ! فرمود : واى بر تو ، هر اجلى را زمانى است كه از آن پيش نيفتد و سببى است