الشيخ محمد تقي التستري ( الشوشتري ) ( مترجم : بهراد جعفرى )
48
مواعظ ( فارسى )
فسجد خمس سجدات فلمّا أن ركب قالوا : يا رسول اللّه ، إنّا رأيناك صنعت شيئا لم تصنعه ؟ فقال : استقبلني جبرئيل فبشّرني ببشارات من اللّه عزّ و جلّ ، فسجدت للّه شكرا لكلّ بشرى سجدة » « 1 » . هفتم از صفات آنان آنكه همه وقت در فكر فرو رفته و به دوستى خود ضنّت دارند « 2 » كه با هركسى دوستى نمايند ، آن قسم كه اهل دنيا به مال خود بخل مىكنند كه به هركس ندهند ، آنها اين قسم به دوستى خود بخل مىورزند ، تا كسى اهل دوستى نباشد با او دوستى نمىنمايند ، چون مصاحبت موجب سرايت اخلاق مىشود ، گفتهاند : « عن المرء لا تسأل و سل عن خليله » « 3 » . بخصوص در اين زمان كه اگر كسى خواسته باشد دينش سالم بماند بايد با مردم اين زمان كه اغلب آنها شياطين الانساند [ مصاحبت نكند چرا كه ] ، مصاحبت آنها سمّ قاتل و آتش سوزان است . فعن الصّادق عليه السّلام : « لا تصحبوا أهل البدع و لا تجالسوهم فتصيروا عند النّاس كواحد منهم ، قال رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله : المرء على دين خليله و قرينه » « 4 » .
--> ( 1 ) - الكافي : 2 / 98 / 24 . از امام صادق عليه السّلام نقل است « رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله براى سفر كوتاهى بر شتر خويش سوار بود ناگاه فرود آمد و پنج سجده كرد ، چون سوار شد اصحاب گفتند : يا رسول اللّه شما را ديديم كارى كردى كه تاكنون نكرده بودى ؟ ! فرمود : آرى ، جبرئيل عليه السّلام پيشم آمد و از جانب خداى عزّ و جلّ به من مژدههايى داد ، من نيز براى هر مژده يك سجدهء شكر براى خدا نمودم » . ( 2 ) - دريغ دارند و خوددارى مىورزند . ( 3 ) - : « نپرس كيست بلكه بپرس كه دوست او كيست » ، و بيت كاملش اين است : عن المرء لا تسأل و سل عن قرينه * فكلّ قرين بالمقارن مقتد ( 4 ) - الكافي : 2 / 375 / 3 . از امام صادق عليه السّلام نقل است كه فرمود : « با اهل بدعت ، -