الشيخ محمد تقي التستري ( الشوشتري ) ( مترجم : بهراد جعفرى )
29
مواعظ ( فارسى )
عالم اصلاب كه فرمود : « خلقت كرديم ما انسان را از سلاله كه از طين است - الخ » سلاله عبارت است از صافى و جوهر طعام و شراب كه از گل به عمل آمده . حضرت قادر متعال گل را به تلطيف طعام نمود و انسان كه آن را تناول نمود معده آن را تلطيف نموده لطيف شدهء آن را به جگر مىدهد . باز جگر ، لطيف شده را ثانيا تلطيف نموده ، مقدارى از آن خون مىشود و در اعضاء و جوارح جريان مىيابد و براى دوام حيات او مقدارى از آن « منى » مىشود و براى بقاى نسل او در محلّ مخصوصى كه براى آن معيّن شده آرام مىگيرد كه فرموده است : « بعد از آن سلاله را كه از طين است نطفه قرار داده در آرامگه خود زيست مىنمايد » ( مرد در صلب و زن در ترائب ) « 1 » .
--> ( 1 ) - اشاره به آيهء مباركهء « يَخْرُجُ مِنْ بَيْنِ الصُّلْبِ وَ التَّرائِبِ » دارد ، و در تفسير طبرىّ گويد : يعنى از ميان پشت مرد و سينهء زن يا از بين مجموع هر دو . و در معنى ترائب اختلاف است : ( 1 ) : جاى گردنبند زن در سينه . ( 2 ) : سينه و دوشهاى زن . ( 3 ) : دست و پا و چشم مرد . ( 4 ) : پشت و گلوى مرد . ( 5 ) : دندهها و اضلاع زير پشت مرد . ( 6 ) : عصاره و چكيدهاى از دل . ولى چون در زبان عرب مشهور است كه ترائب ، آن قسمت از سينهء زن است كه گردنبند بر آن مىافتد پس معنى أوّل درستتر است . و طنطاوىّ در تفسير خود گويد : چون مغز سر آدمى مركز ادراكات او است و بوسيلهء نخاع شوكى و مغز مهرههاى پشت كه به تمام پارههاى تن پراكنده است آدمى را وادار مىكند بر جنبش و انجام كارهاى زندگى . پس تحريك خاصيّت جنسى از پشت مرد است كه نخاع او است و « ترائب » كه سينه و جاى قلّاده و زينت زن است كمال تحريك هنگام آراستگى آنست ، پس مقصود از « صلب » مرد است و از « ترائب » زن ، و اين جمله به اصطلاح أهل بلاغت مجاز مرسل است كه چيزى را به نام جزئى از -