الشيخ محمد تقي التستري ( الشوشتري ) ( مترجم : سيد علي محمد موسوى جزائرى )

79

ترجمه و شرح موضوعى نهج البلاغة پيرامون رستاخيز و وظيفه بندگي ( فارسى )

بهشتيان در جلو قصرهايشان با عسل‌هاى تصفيه‌شده و شربت‌هاى صاف و لذيذ دور مىزنند . بهشتيان همواره مورد بخشش و كرامت الهى بوده تا به سر منزل مقصود برسند و در بهشت جاودان منزل گزينند ، و از نقل و انتقال سفرها ( ى مرگ و برزخ و قيامت ) آسوده گردند . هان ، اى شنونده ! اگر دل خود را به آن مناظر زيبا و سرورآفرين كه به ناگاه به تو روى آورد مشغول دارى از شوق رسيدن به آنها جان دهى ، و از اين مجلس من يك‌راست به همسايگى اهل قبور بشتابى تا هرچه زودتر به آن منظره‌هاى دل‌انگيز رسى . خداوند به لطف و رحمتش ما و شما را از كسانى قرار دهد كه از جان و دل براى نيل به منازل ابرار مىكوشند » . ( سيّد رضى رحمه اللّه در پايان خطبه در تفسير لغات مشكل گويد : ) فرمايش امام عليه السّلام : كبائس اللؤلؤ الرطب ، كباسه ، يعنى خوشهء خرما يا انگور ، و عساليج به‌معناى شاخه‌ها ، و مفرد آن عسلوج است . وصف بهشت فلو رميت ببصر قلبك ؛ اگر به ديدهء دل بنگرى . در شرح « خو » آمده : « باء » در « ببصر » زايده است . مؤلف : گرچه كلمهء رمى متعدى به نفس است كه گويى رميت الصيد ؛ ولى اين در مورد مفعول اول آن است ؛ اما دربارهء مفعول دومش متعدى به نفس نيست ، گويى رميت الصيد بالسهم ، و در اين فرمايش امام عليه السّلام بصر مفعول دوم رميت است و مفعول اول آن جملهء نحو ما يوصف مىباشد كه در فقرهء بعد آمده است . نحو ما يوصف لك منها ؛ به سوى آن‌چه از بهشت براى تو وصف مىشود . لفظ نحو مانند ناحيه به‌معناى جانب است . لعزفت نفسك من بدايع ما أخرج إلى الدنيا من شهواتها و لذّاتها ؛ هرآينه نفس تو از همهء خواهش‌ها و خوشىهايى كه در اين جهان در نظرت جلوه‌گرست روگردان شده . در صحاح آورده : عزفت نفسي عن الشيء ؛ يعنى از آن‌چيز بيزار و ملول شدم .