الشيخ محمد تقي التستري ( الشوشتري ) ( مترجم : سيد علي محمد موسوى جزائرى )

277

ترجمه و شرح موضوعى نهج البلاغة پيرامون رستاخيز و وظيفه بندگي ( فارسى )

در بعضى افراد تا زانو رسد و در بعضى تا سينه و بعضى تا دهان . و سپس گويد : كسى منتقدانه به من گفت : در اين خبر كه از آن حضرت عليه السّلام نقل شده « المؤذّنون أطول الناس أعناقا يوم القيمة ؛ اذان‌گويان در روز رستاخيز از همهء مردم گردن درازترند . » بيانگر فايدهء مهمى نيست ؛ زيرا درازى بيش‌از حدّ گردن پسنديده و مرغوب نيست ؛ در پاسخ او از روايت واردشده درمورد عرق اهل محشر ياد كرده گفتم : يكى از فوايد درازى گردن در آن حال اين است كه از به دهان رسيدن عرق دور تر و محفوظترست . مؤلف : ولى معناى حديث « المؤذّنون . . . » اين است كه اذان‌گويان داراى علوّ مقام و برترى درجه هستند ، نه اين‌كه در ظاهر گردن آنان بسيار دراز باشد . درازى گردن كنايه از عظمت شأن و مقام است ؛ نظير اين‌كه در فارسى از ستم‌گران و زورگويان به لفظ ( گردن‌كشان ) تعبير كنند كه قطعا معناى حقيقى آن مراد نيست . و عظم الشفق ؛ ترس و هراس بزرگ . در قاموس آورده : شفق به‌معناى خوف است . و در صحاح آورده : ابن دريد گفته : شفقت و أشفقت يك معنى دارند . . . ، ولى بيشتر لغت‌دانان اين را انكار كرده‌اند . مؤلف : ابن دريد اين مطلب را از بعض اهل لغت نقل كرده و خود آن را انكار نموده است . . . . يَوْماً يَجْعَلُ الْوِلْدانَ شِيباً « 1 » ؛ روزى كه كودك از سختى آن پير شود . يَوْمَ تَرَوْنَها تَذْهَلُ كُلُّ مُرْضِعَةٍ عَمَّا أَرْضَعَتْ وَ تَضَعُ كُلُّ ذاتِ حَمْلٍ حَمْلَها وَ تَرَى النَّاسَ سُكارى وَ ما هُمْ بِسُكارى وَ لكِنَّ عَذابَ اللَّهِ شَدِيدٌ ؛ « 2 » چون هنگامهء آن روز بزرگ را مشاهده كنيد هرزن شيرده طفل خود را از هول فراموش كند و هرآبستن بار رحم را بيفكند و مردم را از وحشت آن روز بىخود و مست بنگرى ، درصورتىكه مست نيستند ؛ ولى عذاب خدا سخت است . و أرعدت الأسماع ؛ گوش‌ها لرزان . أرعدت به صيغهء مجهول . در صحاح آورده : أرعد الرجل ، يعنى لرزه بر اندامش افتاد . . .

--> ( 1 ) . مزمل ( 73 ) آيهء 17 . ( 2 ) . حج ( 22 ) آيهء 2 .