الشيخ محمد تقي التستري ( الشوشتري ) ( مترجم : سيد علي محمد موسوى جزائرى )

251

ترجمه و شرح موضوعى نهج البلاغة پيرامون رستاخيز و وظيفه بندگي ( فارسى )

ترجمهء خطبه 17 . امام عليه السّلام در خطبهء ( 41 ) مىفرمايد : من از دو چيز بيش‌از هرچيز بر شما مىترسم : پيروى هواى نفس و آرزوهاى دراز ؛ پيروى هواى نفس انسان را از حق بازمىدارد ، و آرزوى دراز آخرت را از ياد مىبرد . آگاه باشيد ! كه دنيا روى برگردانده به سرعت مىرود ، از آن جز اندكى همانند نمى در ته ظرف آبى كه آب آن را ريخته باشند ، نمانده است . هان ! آخرت روى آورده نزديك مىشود ، براى هريك از دنيا و آخرت فرزندانى است . شما فرزندان آخرت باشيد نه دنيا ؛ زيرا در روز قيامت هرفرزندى به مادرش ملحق مىشود . امروز روز عمل است نه حساب ، و فردا موقع حساب است نه عمل . » سيّد رضى رحمه اللّه مىفرمايد : گويم : حذّاء ، يعنى سريع ، و بعضى آن را جذّاء ، يعنى بدون خير و فايده خوانده‌اند . سند خطبه اين خطبه را نصر بن مزاحم در كتاب صفين با اضافاتى نقل كرده است . او از عمر بن سعد اسدى از حارث به حضيره از عبد الرحمن بن ابى الكنود و ديگران روايت كرده كه گويند : هنگامىكه على عليه السّلام در روز شنبه دوازدهم ماه رجب سال 36 هجرى از بصره به كوفه آمد ، اهل كوفه همه به پيشواز آن حضرت عليه السّلام شتافتند . قاريان قرآن و اشراف و بزرگان شهر در اين مراسم حضور داشتند و ورود امام عليه السّلام را تبريك گفتند و به آن حضرت عليه السّلام عرضه داشتند : آيا وارد قصر مىشويد ؟ فرمود : نه ، در رحبه ( ميدان بزرگ ) فرود مىآيم و در آن‌جا فرود آمد ، آن‌گاه رهسپار مسجد اعظم گرديد و وارد مسجد شد دو ركعت نماز به‌جا آورد و پس از آن بالاى منبر رفت ، حمد و ثناى الهى بگفت و بر رسول گرامى صلّى اللّه عليه و آله درود فرستاد . پس از آن فرمود : امّا بعد ، هان اى كوفيان ! به‌راستى شما در اسلام داراى فضل و احترام هستيد ، مادام كه آن را تغيير ندهيد . من شما را به سوى حق دعوت كردم اجابتم كرديد ، و در برابر باطل