الشيخ محمد تقي التستري ( الشوشتري ) ( مترجم : سيد علي محمد موسوى جزائرى )
239
ترجمه و شرح موضوعى نهج البلاغة پيرامون رستاخيز و وظيفه بندگي ( فارسى )
واجبات ، واجبات الفرائض ، الفرائض ، أدّوها إلى اللّه تؤدّكم إلى الجنّة ؛ ( اى مردم ! ) واجبات ، واجبات ، آنها را به جا آوريد شما را به بهشت مىرسانند . در خبر آمده : عابدترين مردم كسى است كه واجبات الهى را بهجا آورد . « 1 » إنّ اللّه حرّم حراما غير مجهول و أحلّ حلالا غير مدخول ؛ همانا خداوند چيزهايى را حرام نموده كه همه روشن و معلوماند ، و چيزهايى را هم بهطور مشخّص ( نه مشتبه ) حلال كرده است . . . . وَ يُحِلُّ لَهُمُ الطَّيِّباتِ وَ يُحَرِّمُ عَلَيْهِمُ الْخَبائِثَ . . . « 2 » ؛ و براى آنان هرطعام پاكيزه و مطبوع را حلال و هرپليد منفور را حرام مىگرداند . . . . لا تُحَرِّمُوا طَيِّباتِ ما أَحَلَّ اللَّهُ لَكُمْ وَ لا تَعْتَدُوا إِنَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ الْمُعْتَدِينَ * وَ كُلُوا مِمَّا رَزَقَكُمُ اللَّهُ حَلالًا طَيِّباً وَ اتَّقُوا اللَّهَ الَّذِي أَنْتُمْ بِهِ مُؤْمِنُونَ « 3 » ؛ حرام مكنيد طعامهاى پاكيزهاى كه خدا براى شما حلال نموده و ستم مكنيد كه خدا ستمكاران را دوست نمىدارد ، و هرچيز حلال و پاكيزهاى كه خدا روزى شما نموده از آن بخوريد و بپرهيزيد از آن خدايى كه به او گرويدهايد . علت اينكه امام عليه السّلام حرام را به وصف ( غير مجهول ) بيان فرموده ؛ زيرا اشيا همه حلال و مباحاند ، مگر اينكه حرمت آنها بالخصوص معلوم شده باشد ، و البته اين در صورتى است كه مقرون به علم اجمالى به حرمت نباشد ، و حلال را هم به وصف ( غير مدخول ) ذكر فرموده ؛ زيرا خدا حلال را با حرام مخلوط و مشتبه ننموده تا موجب حرمت آن حلال نگردد . « حد » در معناى اين عبارت خطبه آورده : حرام براى مكلف ( مجهول ) نيست ، بلكه روشن و معلوم است ، و حلال ( مدخول ) نيست ؛ يعنى عيب و نقص ندارد .
--> ( 1 ) . صدوق ، امالى ، ص 27 ، ح 4 . ( 2 ) . اعراف ( 7 ) آيهء 157 . ( 3 ) . مائده ( 5 ) آيهء 87 و 88 .