الشيخ محمد تقي التستري ( الشوشتري ) ( مترجم : سيد علي محمد موسوى جزائرى )
193
ترجمه و شرح موضوعى نهج البلاغة پيرامون رستاخيز و وظيفه بندگي ( فارسى )
إذا رجفت الرّاجفة ، و حقّت بجلائلها القيامة ، و لحق بكلّ منسك أهله ، و بكلّ معبود عبدته ، و بكلّ مطاع أهل طاعته ، فلم يجر في عدله و قسطه يومئذ خرق بصر في الهواء ، و لا همس قدم في الأرض إلّا بحقّه ، فكم حجّة يوم ذاك داحضة ، و علائق عذر منقطعة ، فتحرّ من أمرك ما يقوم به عذرك ، و تثبت به حجّتك ، و خذ ما يبقى لك ممّا لا تبقى له ، و تيسّر لسفرك ، و شم برق النّجاة ، و ارحل مطايا التشمير . ترجمهء خطبه 14 . و از سخنان امام عليه السّلام است در خطبهء ( 218 ) كه به هنگام تلاوت آيهء شريفهء يا أَيُّهَا الْإِنْسانُ ما غَرَّكَ بِرَبِّكَ الْكَرِيمِ ايراد فرموده است : « حجت و دليل انسان گناهكار مخاطب به اين آيه نادرستترين حجتهاست و فريفتهاى است كه عذر او مردودترين عذرهاست . حقا كه به علت نادانىاش خود را به شدّت و سختى انداخته است . اى انسان ! چهچيز تو را بر گناه بىباك ، و به پروردگارت مغرور ، و بر تباهى خويش متمايل كرده است ؟ ! آيا اين درد تو را درمان ، و خواب تو را بيدارى نيست ؟ ! آيا بر خودت رحم نمىكنى آنگونه كه بر ديگران رحم مىكنى ؟ ! بسا انسانى را در آفتاب ديده بر او سايه افكنى ، يا بيمارى را بنگرى كه درد بدن او را رنجور نموده از روى ترحم بر او بگريى ، پس چهچيز تو را بر بيمارى خودت صبور ، و بر تحمّل مصايب بردبار كرده ، و از گريهء بر خودت تسلّى داده است ؟ ! حال آنكه جان خودت عزيزترين جانها نزد توست ، و چگونه ترس از بلاهاى شبگير تو را بيدار ننموده ، حال آنكه به سبب ارتكاب گناهان و نافرمانىهاى پروردگار در راههاى خشم و قهر او درافتادهاى ، پس اين سستى و ضعف ارادهء خود را با داروى اراده و تصميم معالجه كن و اين خوابآلودگى ديدگانت را به بيدارى بر طرف نما خدايت را اطاعت كن و به ذكر او مأنوس باش . در حال روىگردانى تو از خدا روى آوردن او را به تو به خاطر بياور ، تو را به عفو خود مىخواند و به فضل و كرمش مىپوشاند . و ( با اين همه ) تو از او ، روى برگردانده