الشيخ محمد تقي التستري ( الشوشتري ) ( مترجم : سيد علي محمد موسوى جزائرى )
191
ترجمه و شرح موضوعى نهج البلاغة پيرامون رستاخيز و وظيفه بندگي ( فارسى )
وَ لا يُرَدُّ بَأْسُنا عَنِ الْقَوْمِ الْمُجْرِمِينَ * لَقَدْ كانَ فِي قَصَصِهِمْ عِبْرَةٌ لِأُولِي الْأَلْبابِ . . . « 1 » ؛ آيا در روى زمين سير نكرده تا عاقبت پيشينيانشان بنگرند ؟ و شما مؤمنان اگر تعقل كنيد بهخوبى خواهيد فهميد كه سراى آخرت بر اهل تقوا بسيار نيكوتر است ، تا آنجا كه رسولان مأيوس شدند و گمان كردند كه وعدهء نصرت خدا خلاف خواهد شد در آن حال وقت يارى ما فرا رسيد تا ( به لطف خود ) هركه را بخواهيم نجات بخشيم و نيز قهر و انتقام ما از بدكاران عالم بازنخواهد گرديد . همانا در حكايات آنان براى صاحب عقل عبرت كامل خواهد بود . و اعتبروا بالغير ؛ و از دگرگونىها عبرت آموزيد . از محمد بن عبد الرحمن هاشمى نقل است كه گويد : در روز عيد قربانى به نزد مادرم رفته بودم زنى را ديدم با لباسهايى كهنه و چركين . مادرم به من گفت : اين زن را مىشناسى ؟ گفتم نه . گفت : اين مادر جعفر برمكى است . من بر او سلام نموده به وى گفتم : از بعض خاطرات و سرگذشتهاى سابق خود برايم نقل كن . گفت : تنها يك جمله مىگويم كه براى كسىكه عبرتآموز باشد همين كافى است ، در گذشته چنين روزى بر من سپرى شد ، درحالىكه چهارصد خدمتكار زن داشتم و با اين حال تصور مىكردم كه پسرم جعفر در حقّ من كوتاهى مىكند ، و امروز هم به نزد شما آمدهام و درخواست دو پوست گوسفند مىكنم تا لباس زير و روى خود قرار دهم . و انتفعوا بالنّذر ؛ و از هشداردهندگان سود و بهره ببريد . حِكْمَةٌ بالِغَةٌ فَما تُغْنِ النُّذُرُ « 2 » ؛ ( قرآن ) حكمت بالغهء خدا است . و از اين پس ، اندرز و پند سودى نخواهد بخشيد . خداى تعالى دربارهء غرق شدن قوم نوح فرموده : وَ لَقَدْ تَرَكْناها آيَةً فَهَلْ مِنْ مُدَّكِرٍ * فَكَيْفَ كانَ عَذابِي وَ نُذُرِ * وَ لَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِنْ مُدَّكِرٍ « 3 » ؛ و آن كشتى را محفوظ داشتيم تا آيت عبرت خلق شود ، آيا كيست كه از آن
--> ( 1 ) . يوسف ( 12 ) آيات 109 - 111 . ( 2 ) . قمر ( 54 ) آيهء 4 . ( 3 ) . همان ، آيات 14 - 16 .