الشيخ محمد تقي التستري ( الشوشتري ) ( مترجم : سيد علي محمد موسوى جزائرى )
186
ترجمه و شرح موضوعى نهج البلاغة پيرامون رستاخيز و وظيفه بندگي ( فارسى )
را فراگيرد ، درحالىكه ( در كار دنيا ) باهم به بحث و جدل مشغولند ، و در آن لحظهء مرگ ، نه توانايى سفارشى دارند و نه به اهل بيت خود رجوع توانند كرد ، و ( چون ) در صور دميده شود به ناگاه همه از قبرها به سوى خداى خود بهسرعت مىشتابند ، و ( از حسرت و پشيمانى ) گويند : اى واى بر ما ! كه ما را از خوابگاه مرگ برانگيخت ! اين همان وعدهء خداى مهربان است و رسولان ( كه از اين روز سخت خبر دادند ) همه راست گفتند ، و جز يك صيحه ( و يك لحظه بيش ) نباشد كه ناگاه همه خلايق محشر به پيشگاه ما حاضر خواهند شد پس در آن روز كمترين ظلمى به هيچكس نشود و جز آنكه عمل كردهاند ابدا جزايى نخواهند يافت . صحنهء قيامت و السّاعة قد غشيتكم ؛ و ( گويا ) قيامت شما را فراگرفته . خداى تعالى مىفرمايد : اقْتَرَبَتِ السَّاعَةُ وَ انْشَقَّ الْقَمَرُ « 1 » ؛ آن ساعت ( قيامت ) نزديك آمد ، و ماه آسمان شكافته شد . هَلْ أَتاكَ حَدِيثُ الْغاشِيَةِ * وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ خاشِعَةٌ * عامِلَةٌ ناصِبَةٌ * تَصْلى ناراً حامِيَةً * تُسْقى مِنْ عَيْنٍ آنِيَةٍ * لَيْسَ لَهُمْ طَعامٌ إِلَّا مِنْ ضَرِيعٍ * لا يُسْمِنُ وَ لا يُغْنِي مِنْ جُوعٍ * وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ ناعِمَةٌ * لِسَعْيِها راضِيَةٌ * فِي جَنَّةٍ عالِيَةٍ * لا تَسْمَعُ فِيها لاغِيَةً * فِيها عَيْنٌ جارِيَةٌ * فِيها سُرُرٌ مَرْفُوعَةٌ * وَ أَكْوابٌ مَوْضُوعَةٌ * وَ نَمارِقُ مَصْفُوفَةٌ * وَ زَرابِيُّ مَبْثُوثَةٌ « 2 » ؛ اى رسول ما ! آيا خبر هولناك قيامت و بليّهء عالمگير محشر بر تو حكايت شده است . ( كه آن روز ) رخسار گروهى ترسناك و ذليل باشد ، و همهء كارشان رنج و مشقت است ، و پيوسته در آتش فروزان دوزخ معذّبند ، و از چشمهء آب گرم جهنم نوشند ، و طعامى غير ضريع دوزخ بر آنها نيست ، كه به آن طعام نه فربه شوند و نه سير گردند ، جمعى ديگر به نعمتهاى بهشت رخسارشان شادمان و خندان است ، و از سعى و
--> ( 1 ) . قمر ( 54 ) آيهء 1 . ( 2 ) . غاشيه ( 88 ) آيات 1 - 16 .