الشيخ محمد تقي التستري ( الشوشتري ) ( مترجم : سيد علي محمد موسوى جزائرى )

178

ترجمه و شرح موضوعى نهج البلاغة پيرامون رستاخيز و وظيفه بندگي ( فارسى )

نعمت‌هاى خدا را بنگرند ، و در رخسارشان نشاط و شادمانى نعيم بهشتى پديدار است . و به آنان شراب ناب سر به مهر بنوشانند ، كه به مشك مهر كرده‌اند و عاقلان بر اين نعمت و شادمانى ابدى بايد به شوق و رغبت بكوشند . تركيب طبع آن شراب ناب از عالم بالاست ، سرچشمه‌اى كه مقربان خدا از آن مىنوشند . وصف بهشت در تفسير قمى آمده : از كمترين نعمت‌هاى بهشت اين‌كه بوى خوش آن از فاصله يكهزار سال راه ( به مسافت دنيا ) به مشام مىرسد و كمترين منزل بهشتيان وسعتش به‌قدرى است كه اگر تمام خلايق از انس و جن در آن وارد شوند از حيث جا و خوراك و نوشيدنى آنان را كفايت كند بدون اين‌كه نقصانى در آن ظاهر شود ، و همانا ساده‌ترين منازل اهل بهشت به‌گونه‌اى است كه چون در آن درآيد براى او بستان‌ها بالا آيد ، هرگاه در ميان پايين‌ترين آنها وارد شود به قدرى از همسران و خادمان و نهرها و ميوه‌ها ، كه دل و ديده را شاد و روشن مىكند ، ببيند كه خدا خواهد ، و چون در آنها استقرار يافت زبان به شكر و سپاس حق‌تعالى بگشايد ، و سپس گفته شود كه ، درى از بهشت به رويش باز كنند و به او بگويند : اينك سر بردار ، و آن‌گاه كه درى از خلد برين به سويش باز شد و چندين برابر نعمت‌هاى قبل مشاهده نمايد شادىاش مضاعف گرديده به درگاه خدا عرضه بدارد : پروردگارا ! تو را حمد بىحدّ و سپاس بىقياس باد بر اين همه بستان‌ها كه به من ارزانى داشتى و از آتش‌ها رهانيدى - تا اين‌كه راوى گويد : - گفتم : حور العين از چه چيز آفريده شده‌اند ؟ فرمود : از خاك صاف و شفاف بهشت ، و ساق پاى آنان از پس هفتاد حلّه ديده شود ، جگر حورى آئينهء بهشتى و جگر بهشتى آيينهء حورى است ، سخن گويند به‌گونه‌اى كه هيچ آفريده‌اى مانند آن نشنيده باشد ، و با آهنگ خوش گويند : « ماييم جاودانان كه هرگز نميريم ، و ماييم شادمانان كه هرگز سختى نبينيم و ماييم ساكنان ، كه هرگز بيرون نشويم ، و ماييم خشنودان كه هرگز خشمگين نگرديم ، خوشا به حال كسىكه براى ما آفريده شده ! و