الشيخ محمد تقي التستري ( الشوشتري ) ( مترجم : سيد علي محمد موسوى جزائرى )
165
ترجمه و شرح موضوعى نهج البلاغة پيرامون رستاخيز و وظيفه بندگي ( فارسى )
آخر أفعاله كأوّله ؛ پايان كارهايش مانند آغاز است . « حد » آورده : روايت شده : « كأوّلها » ، و بنابر روايت « كأوّله » ، يعنى أوّل الدهر به حذف مضاف ؛ يعنى أفعال الدهر . متسابقة أموره در شرح « ثم » ، « متشابهة أموره ؛ روىدادهايش شبيه يكديگرند » آمده ، و همچنين در شرح « حد » و آورده كه در روايتى « متسابقة أموره » نقل شده ؛ يعنى بعض امور دنيا پيشتر از بقيه است ؛ بهمانند اسبان مسابقه كه يكى پيشى مىگيرد . متظاهرة اعلامه ؛ نشانههايش ( رستاخيز ) آشكار . « حد » آورده : مقصود اين است كه نشانههاى دنيا كه بيانگر عادت و سجيّهء او با مردم است آشكار است ، هركدام از ديگرى قوىتر . قيامت بهسرعت مىآيد فكأنّكم بالسّاعة تحدوكم حدو الزّاجر بشوله ؛ گويى قيامت بهسرعت مىراند شما را ، آنگونه كه ساربان با حدى خواندن شترانش را . در تمام « نسخ » بشوله آمده : ولى صحيح « لشوله » - بالام - مىباشد ؛ زيرا زجر متعدى به نفس است . و در وصف آن ، يعنى زاجر آوردن لام مقوّيه پسنديده است ؛ ولى « باء » وجه صحتى ندارد . در صحاح آورده : ساعت ، قيامت است . و حدو ، راندن شتر و آوازهخوانى براى اوست . و زجر شتر ، راندن اوست . و شول ، شترانى را گويند كه شيرشان خشكيده و پستانشان برآمده ، و از زاييدنش هفت يا هشت ماه گذشته باشد . و مفرد آن شائله است و شول جمع غيرقياسى است . . . گفتهاند ؛ علّت اينكه امام عليه السّلام شول را ذكر فرموده ؛ زيرا عرب چنين شترى را به خاطر آبستن نبودن و نداشتن شير ، تند رانده در حقّ او ارفاق و ملاحظهاى ندارد . خداى تعالى به موسى عليه السّلام فرموده : إِنَّ السَّاعَةَ آتِيَةٌ أَكادُ أُخْفِيها لِتُجْزى كُلُّ نَفْسٍ بِما تَسْعى * فَلا يَصُدَّنَّكَ عَنْها مَنْ لا يُؤْمِنُ بِها وَ اتَّبَعَ هَواهُ فَتَرْدى ؛ « 1 »
--> ( 1 ) . طه ( 20 ) آيهء 15 و 16 .