الشيخ محمد تقي التستري ( الشوشتري ) ( مترجم : سيد علي محمد موسوى جزائرى )
145
ترجمه و شرح موضوعى نهج البلاغة پيرامون رستاخيز و وظيفه بندگي ( فارسى )
متأجج سعيرها ؛ شعلهاش فروزان . در صحاح گويد : تأجّج زبانه كشيدن آتش است . و سعرت النار ؛ يعنى برافروختم آتش را . و در آيهء شريفه وَ إِذَا الْجَحِيمُ سُعِّرَتْ هم به تخفيف عين قرائت شده و هم به تشديد . بعيد خمودها ؛ خاموشىاش ناممكن . در صحاح گويد : خمدت النار ؛ يعنى خاموش شد شعلهء آتش و حرارت آن باقى است ، و همدت النار درموردى كه حرارت آن از بين رود ، و خمّود بر وزن تنّور محلى است كه آتش در آن دفن شده تا خاموش گردد . در جمهره آورده : خمدت النار درموردى است كه زبانه آتش فرونشيند . ذاك وقودها ؛ هيزمش آتشزا . در صحاح گويد : ذكت النار . . . ؛ يعنى سخت شد زبانهء آتش . و وقود به فتح واو هيزم است . « حد » گفته : وقودها - به ضم واو - صحيح است بنابر مصدريت و فتح جايز نيست ؛ زيرا وقود - به فتح - چيزى است كه افروخته گردد ؛ مانند چوب و آن به وصف ( ذاك ) موصوف نمىشود . مؤلف : درست است كه چوب ذاتا به وصف ( ذاك ) موصوف نمىشود ؛ ولى با وصف وقوديت مانعى ندارد . مخيف وعيدها ؛ تهديدش ترسناك . اينگونه در نسخهء مصرى آمده و لكن صحيح مخوف مىباشد چنانكه در ساير نسخ آمده است . در ارشاد مفيد آمده : هنگامىكه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله از جنگ تبوك بازگشت عمرو بن معديكرب به محضر آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله شرفياب شد . رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله به او فرمود : اى عمرو ! اسلام بياور تا خداوند تو را از فزع اكبر ايمن گرداند . عمرو گفت : فزع اكبر كدام است ؟ من از هيچچيز نمىترسم . رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله فرمود : فزع اكبر آنگونه نيست كه تو تصوّر نمودهاى « همانا بر مردم صيحهاى كشيده شود كه همهء مردگان زنده شوند ، و زندهها بميرند جز آنكس كه خدا خواهد ، و آنگاه صيحهء ديگرى كه تمام مردگان زنده شوند و به صف درآيند و زمين شكافته و كوهها از هم پاشيده شود و آتش به مانند كوهها شراره كشد پس هيچ صاحب روحى نباشد مگر اينكه دلش از جا كنده شده و به ياد گناهش افتاده و به خود مشغول باشد جز آنكه خدا خواهد .