الشيخ محمد تقي التستري ( الشوشتري ) ( مترجم : سيد علي محمد موسوى جزائرى )

117

ترجمه و شرح موضوعى نهج البلاغة پيرامون رستاخيز و وظيفه بندگي ( فارسى )

. . . هيزمش مردم بدكار و سنگ‌هاى خاراست . گفته شده : مقصود از حجاره ، سنگ گوگرد است . هم‌نشين شيطان و قرين شيطان ؛ و هم‌نشين شيطان . گفته شده كه اين اشاره دارد و به قول خداى تعالى : وَ مَنْ يَعْشُ عَنْ ذِكْرِ الرَّحْمنِ نُقَيِّضْ لَهُ شَيْطاناً فَهُوَ لَهُ قَرِينٌ ؛ « 1 » و هركه از ياد خدا ( و قرآن ) رخ بتابد شيطان را برانگيزيم تا يار و هم‌نشين دايم وى باشد . قالَ قَرِينُهُ رَبَّنا ما أَطْغَيْتُهُ وَ لكِنْ كانَ فِي ضَلالٍ بَعِيدٍ ؛ « 2 » آن‌گاه قرين او ( شيطان ) گويد : بارالها ! من او را به طغيان و عصيان نكشيدم ، بلكه او خود در ضلالت افتاد . در تفسير قمى در روايت ابى الجارود از امام محمد باقر عليه السّلام دربارهء آيهء شريفهء وَ إِذَا النُّفُوسُ زُوِّجَتْ ؛ « 3 » هنگامىكه نفوس خلق همه باهم خوى خود درپيوندند ، آمده : اما بهشتيان زنان نيكو و زيبا را تزويج كنند ، و اما دوزخيان پس با هركدام از آنان شيطانى همراه باشد ؛ يعنى نفوس كافران و منافقان با شياطين قرين و هم‌نشين گردد . « 4 » أعلمتم أنّ مالكا إذا غضب على النّار حطم بعضها بعضا لغضبه ؛ آيا مىدانيد مالك دوزخ آن‌گاه كه بر آتش غضب كند از خشم او آتش مىشكند يك‌ديگرش را . در صحاح گويد : حطمته حطما ؛ يعنى شكستم آن را . و حطمه نامى است از نام‌هاى دوزخ و آن آتش است ؛ زيرا آتش مىشكند و خرد مىكند هرچه را در آن افتد . وَ نادَوْا يا مالِكُ لِيَقْضِ عَلَيْنا رَبُّكَ قالَ إِنَّكُمْ ماكِثُونَ ؛ « 5 » و آن دوزخيان مالك دوزخ را ندا كنند كه اى مالك ! از خداى خود بخواه كه ما را

--> ( 1 ) . زخرف ( 43 ) آيهء 36 . ( 2 ) . ق ( 50 ) آيهء 27 . ( 3 ) . تكوير ( 81 ) آيهء 7 . ( 4 ) . ج 2 ، ص 207 . ( 5 ) . زخرف ( 43 ) آيهء 76 .