الشيخ محمد تقي التستري ( الشوشتري ) ( مترجم : سيد علي محمد موسوى جزائرى )
108
ترجمه و شرح موضوعى نهج البلاغة پيرامون رستاخيز و وظيفه بندگي ( فارسى )
مؤلف : اگر چه جوهرى گفته : نزع إلى أبيه في الشبه ؛ يعنى ذهب ؛ شبيه پدرش گرديد . و لكن آن درموردى است كه « نزع » به « الى » متعدى شده باشد ، در حالى كه اينجا به « عن » ، كه در تقدير است ، متعدى شده است به قرينهء فقرهء قبل نزع عن شهوته ، و در اين صورت بهمعناى بازداشتن است . خداى تعالى مىفرمايد : إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ إِلَّا ما رَحِمَ رَبِّي ؛ « 1 » نفس امّاره انسان را به كارهاى زشت و ناروا سخت وامىدارد ، جز آنكه خدا به لطف خاصّ خود آدمى را نگه دارد . و إنّها لا تزال تنزع إلى معصية في هوى ؛ و نفس آدمى همواره مشتاق و عاشق معصيت است . در صحاح آورده : نزع إلى أهله . . . ؛ يعنى به اهل خود مشتاق و علاقهمند گرديد . . . « حد » آورده : از سخنان مروىّ از آن حضرت عليه السّلام و ديگران است : أيّها النّاس ! إنّ هذه النفوس طلعة فإلّا تقذعوها تنزع بكم الى شرّ غاية ؛ « 2 » ايا مردم ! بهراستى اين نفوس سركش و هواپرست است . - اگر آنها را تأديب و مهار نكنيد ؛ شما را به بدترين عاقبت و سرانجام مىكشانند . مؤمن خود را در انجام طاعت مقصّر مىداند و اعلموا عباد اللّه انّ المؤمن لا يمسى و لا يصبح الّا و نفسه ظنون عنده ؛ بندگان خدا ! بدانيد كه مؤمن شب و روز مدام به نفس خود بدبين است . « حد » آورده : ظنون چاهى را گويند كه معلوم نيست در آن آب هست يا نه . مؤلف : گويى « حد » كلام امام عليه السّلام را از باب مجاز و استعاره قرار داده ، كه نفس آدمى را به چاه تشبيه نموده است ، و آنگاه هم گفته : « لكنّه كما ترى » . ولى صواب اين است كه آن تعبير بر سبيل حقيقت است نه مجاز ، و مقصود
--> ( 1 ) . يوسف ( 12 ) آيهء 53 . ( 2 ) . عقد الفريد ، ج 3 ، ص 82 .