الشيخ محمد تقي التستري ( الشوشتري ) ( مترجم : محمد رضا مرواريد )
75
نخستينها ( فارسى )
همو : اولين كس از صحابه كه به مدينه رسيد ابوسلمه بود و پس از وى عامر بن ربيعه با همسرش ليلى دختر ابوخثيمه كه بدين ترتيب ، او اولين بانويى بود كه به مدينه رفت . « 1 » نيز گويد : از عبدالله بن سلام : چون پيامبر ( ص ) به مدينه آمد ، من نيز در ميان مردم روانه شدم تا وى را ببينم ، و هنگامى كه به سيماى او نگريستم ، چهرهى دروغگو نبود . اولين چيزى كه از سخنان او شنيدم اين بود كه فرمود : اى مردم ، سلام را نمايان كنيد ، طعام دهيد ، با خويشان پيوند داشته باشيد و آن زمان كه مردم خفتهاند نماز بگزاريد ، تا آسوده به بهشت درآييد . « 2 » و گويد : به سال 6 هجرى آنگاه كه پيامبر ( ص ) از حديبيه بازگشت سفيرانى را براى فراخوان به اسلام نزد شاهان گسيل داشت . در يك روز از محرم سال 7 هجرى شش تن راهى شدند و هر فرستاده به زبان مردمى كه سوى آنان مىرفت سخن مىگفت . اولين سفير حضرت ، عمرو بن اميه ضَمرى بود كه رهسپار دربار نجاشى شد . او نامهى پيامبر را بر ديده نهاد و فروتنانه از تخت خويش فرود آمد و به دست جعفر بن ابىطالب اسلام آوردن خويش را بنوشت . « 3 » همو گويد : فاطمه ( س ) با پارهاى نان سراغ پيامبر ( ص ) آمد . پيامبر پرسيد : اين چيست ؟ گفت : خود قرص نانى پختهام كه بر جانم گوارا نيامده تا اينكه پارهاى از آن را براى شما آورم . فرمود : بدان كه از سه روز پيش ، اين اولين خوراكى است كه به دهان پدرت مىرسد . « 4 » طبرى : چون عبيدالله ، مسلم و هانى را بكشت ، سر آن دو را با هانى بن ابىحيه وادعى و زبير بن اروح تميمى نزد يزيد فرستاد و كاتب خويش عمرو بن نافع را فرمان داد تا
--> ( 1 ) . همان 175 ( 2 ) . همان 181 ( 3 ) . الطبقات الكبرى 198 ( 4 ) . همان 306 .