الشيخ محمد تقي التستري ( الشوشتري ) ( مترجم : محمد رضا مرواريد )

64

نخستينها ( فارسى )

ارى لك شكلًا غير شكلى ، فاقصرى * عن اللوم اذ بدّلت و اختلف الشكل « من تو را در سيمايى جز سيماى خود مىبينم ، پس اينك كه دگرگون شده‌اى و شكلت ديگر است ، نكوهش اندك كن . » آن‌گاه به او نوشت : تو خوب كارگزارى هستى ، ولى ما از خداى عزوجل شنيده‌ايم كه فرمود : « خدا از مؤمنان جان‌ها و مال‌هايشان را خريد ، كه بهشت از آن‌ها باشد . » چون نامه به او رسيد ، گفت : اين قوم هوس مرگ كرده‌اند . اولين گزارشى كه از ايشان به شما رسد ، خبر كشته شدنشان است . به خدا سوگند ، آنان گرامى و مسلمان خواهند مرد ، و قسم به آن كه پروردگارشان است ، دشمنشان آنان را نخواهد كشت ، تا نيروى خويش به نمايش گذارند و كسان بسيار از اين ميان كشته شوند . « 1 » طبرى : پيامبر ( ص ) در حجةالوداع چنين خطبه خواند : هر ربايى بىاعتبار است . فقط سرمايه‌هاى شما از آنِ خود شما است . نه ستم روا داريد و نه بر شما ستم شود . خداوند حكم رانده است كه هيچ ربايى نباشد . همه‌ى رباهاى عباس بن عبدالمطلب نيز بىاعتبار است و به خون‌هاى دوران جاهلى نيز اعتنايى نيست . اولين خونى كه از آن مىگذرم ، خون فرزند ربيعة بن حارث بن عبدالمطلب است ( شيرخواره‌اى در ميان قبيله‌ى بنىليث كه مردم هذيل او را بكشتند ) . اين اولين خون از خون‌هاى جاهلى است كه با آن مىآغازم . « 2 » طبرى : اولين كسى كه به روزگار مأمون در كوفه شورش كرد ، ابن‌طباطبا بود . « 3 » ارشاد : محمد بن على هاشمى گويد : صبح روز ازدواج امام جواد ( ع ) ، با دخت مأمون به حضور آن حضرت رسيدم . من اولين كسى بودم كه نزد ايشان مىرفتم . چون شب پيش دارويى خورده بودم ، تشنگى مرا فرا گرفته بود ، اما نخواستم آبى طلب كنم . امام بر سيماى من نظرى افكند و فرمود : تو را تشنه مىبينم . گفتم : آرى . فرمود : اى غلام ،

--> ( 1 ) . تاريخ الامم و الملوك 592 ( 2 ) . همان 3 / 150 ( 3 ) . همان 8 / 529 .