الشيخ محمد تقي التستري ( الشوشتري ) ( مترجم : محمد رضا مرواريد )

59

نخستينها ( فارسى )

كه بر ضد ما رفتار مىكنيد فَصَبْرٌ جَمِيلٌ وَ اللَّهُ الْمُسْتَعانُ عَلى ما تَصِفُونَ « 1 » « پس بايد به‌زيبايى شكيبا بود و خداوند بر آنچه شما توصيف مىكنيد ياور است » . به خدا قسم ، تو عثمان را به ولايت برنگزيدى ، جز براى آن‌كه حكومت به خودت بازگردد ، اما كُلَّ يَوْمٍ هُوَ فِي شَأْنٍ ( 29 ) « 2 » « خداوند هر روز به گونه‌اى است » . عبدالرحمان گفت : اى على ، راه نكوهش بر خود مگشاى ، من نيك نگريستم و با اين و آن راى زدم و ديدم كه مردم از عثمان برنمىگردند . على ( ع ) خشمگين بيرون آمد و گفت : اين كتاب سرانجام به آخر خواهد رسيد . مقداد گفت : اى عبدالرحمان ، به خدا ، تو اين مقام را از كسانى دور كردى كه داورى به حق مىكنند و دادگرى دارند . ابن عوف پاسخ داد : والله ، من براى مصلحت مسلمانان كوشيدم . مقداد گفت : اگر در اين كار اراده‌ى خدايى داشته‌اى ، خداوند ثواب نيكوكاران را به تو عطا فرمايد ، و افزود : همانند آنچه پس از رحلت پيامبر با اين خاندان مىشود ، تا كنون نديده‌ام . من از قريش در شگفتم چه‌سان مردى را وانهادند كه نتوانم بگويم كه كسى از او داناتر و دادگرتر هست . به‌خدا ، كاش ياورانى براى او بيابم . ابن‌عوف گفت : اى مقداد ، از خدا بترس ، كه من از نيرنگ به جان تو ترس دارم . مردى هم رو به مقداد گفت : خدايت رحمت كند ، اين اهل بيت چه كسانى هستند و آن مرد كه مىگويى ، كيست ؟ گفت : اهل بيت فرزندان عبدالمطلب هستند و آن مرد على بن ابىطالب است . على فرمود : مردم به قريش مىنگرند و قريش به خاندانش ، و مىگويند : اگر هاشميان بر شما سرورى يابند ، حكومت هرگز از آنان بيرون نخواهد رفت ، ولى اگر حكومت در

--> ( 1 ) . يوسف 18 ( 2 ) . الرحمن 29 .