الشيخ محمد تقي التستري ( الشوشتري ) ( مترجم : محمد رضا مرواريد )

57

نخستينها ( فارسى )

خدا ( ص ) بود كه تا وى را ديدند ، گفتند : به داورى اين امين رضايت دهيم . چون ماجرا را با او در ميان نهادند ، فرمود : پارچه‌اى براى من بياوريد . آوردند ، سنگ را برداشت و با دست خويش در ميان پارچه گذاشت و فرمود تا بزرگان هر قبيله گوشه‌اى از آن را بگيرند و همگى آن را بردارند . چنين كردند تا به محل نصب رسيدند . آن‌گاه حضرت سنگ را با دست خود برداشت و بر جاى خود نهاد و بنا را بر آن ادامه دادند . « 1 » در زيارت ناحيه با اشاره به شهيد على اكبر آمده است : درود بر تو اى اولين كشته از نسل بهترين تبار از ابراهيم خليل . « 2 » طبرى هنگامى كه وابسته‌هاى رسول خدا ( ص ) را ياد مىكند ، پس از شمارش تعدادى از آنان از ابوكبشه نام مىبرد و مىگويد : نامش سُليم بود و گفته‌اند : از زادگان مكه بود . گاه گفته‌اند : از زادگان سرزمين دوس بود كه پيامبر وى را خريد و آزاد كرد و در بدر و احد و ديگر غزوات همراه بود . وى در سال سيزدهم هجرى ، اولين روزى كه عمر بن خطاب به خلافت رسيد ، درگذشت . « 3 » در خبر است كه حضرت فاطمه 3 حلقه‌ى انگشترى از نقره با نگينى از عقيق داشت كه در هنگام رحلت آن را به امام حسن ( ع ) بخشيد و او آن را به امام حسين ( ع ) داد . چون حسين ( ع ) مسيح را در خواب ديد از او پرسيد : بر انگشترى خود چه نقشى زنم ؟ گفت : « لا إله إلا الله الملك الحق المبين » كه آغاز تورات و پايان انجيل باشد . اين خبر از گفته‌هاى محمد بن عثمان عمروى است . « 4 » يعقوبى : به تاريخ ذوالقعده‌ى سال 40 هجرى قمرى براى معاويه در كوفه بيعت گرفتند و مردم را براى پيمان بستن گرد آوردند . يكى مىآمد و مىگفت : اى معاويه ، به خدا قسم ، با تو بيعت مىكنم ، اما از تو

--> ( 1 ) . همان 290 ( 2 ) . الاقبال بالاعمال 2 / 74 ( 3 ) تاريخ الامم و الملوك 3 / 171 ( 4 ) . الغيبة طوسى 297 .