الشيخ محمد تقي التستري ( الشوشتري ) ( مترجم : سيد علي محمد موسوى جزائرى )
59
گنجينه رويا ( ترجمه آيات بينات في حقيقة بعض المنامات ) ( فارسى )
هفت خوشه سبز را نابود ساختند ، آگاه گردان كه شايد از پيش تو نزد مردم باز گردم تا شايد بدانند . يوسف گفت : بايد هفت سال متوالى زراعت كنيد و هر خرمن را كه درو كنيد جز كمى كه قوت خود مىسازيد همه را با خوشه در انبار ذخيره كنيد كه چون اين هفت سال بگذرد ، هفت سال قحطى پيش آيد كه ذخيرهء شما به مصرف قوت مردم برسد جز اندكى كه بايد در انبار نگه داريد . آنگاه بعد از سنوات قحط وشدّت باز سالى آيد كه مردم در آن بهآسايش و وسعت وفراوانى نعمت مىرسند » . تفسير آيه در تفسير مجمع البيان آمده : پادشاه مصر - كه او وليد بن ريّان و عزيز ، وزير او بوده ، بنابر مشهور بين مفسرين - گفت : در خواب ديدم هفت گاو لاغر هفت گاو فربه را بخوردند و گاوهاى فربه در شكم گاوهاى لاغر داخل گرديدند به طورى كه اثرى از آنها نديدم . و هفت خوشه سبز كه دانه بسته بودند و هفت خوشه خشك درو شده ديدم كه خوشههاى خشك به دور خوشههاى سبز پيچيده آنها را ناپديد كردند ، اى بزرگان مملكت ! اين خواب مرا تعبير كنيد اگر عالم به تعبير خوابيد . آنان در پاسخ او گفتند : اينها خوابهاى درهم و اباطيل است كه تعبيرى ندارد . ساقى شاه پس از مدّتها يوسف به يادش آمد ، به پادشاه گفت : من و نانوا بر مردى در زندان دو خواب عرضه كرديم و او آنها را براى ما تعبير نمود و تعبيرش صحيح بود . اينك مرا نزد او بفرستيد . او را فرستادند . ساقى در زندان به نزد يوسف رفت و گفت : اى كسى كه هر چه گويى درست گويى ! اينك اين خواب را براى ما تعبير كن تا آنان تكليف خود را بدانند . و خواب شاه را براى او بگفت . يوسف گفت : امّا گاوهاى لاغر و خوشههاى خشك سالهاى قحط است و امّا