الشيخ محمد تقي التستري ( الشوشتري ) ( مترجم : سيد علي محمد موسوى جزائرى )

130

گنجينه رويا ( ترجمه آيات بينات في حقيقة بعض المنامات ) ( فارسى )

مىگويند ، خودت در اين باره چه مىگويى ؟ در اين موقع به من گفت : « اخسأ ؛ دور شو » . و بيش از اين چيزى نگفت . « 1 » مؤلّف : ابراهيم بن مهدى ناصبى بوده ، بدين سبب در مقام ردّ قول مأمون كه اظهار تشيّع نموده و گفته : إذا المرجى ء سرك أن تراه * يموت لحينه من قبل موته فجدد عنده ذكرى على * و صل على النبى و أهل بيته « اگر خواهى كه مرجئى را پيش از مرگ مرده ببينى ، نزد او از على ياد كن و بر پيامبر و خاندان او درود فرست » . گفته است : إذا الشيعى جمجم فى مقال * فسرك أن يبوح بذات نفسه فصل على النبى و صاحبيه * وزيريه و جاريه برمسه « وقتى شيعه سخنى را مبهم گويد و خواهى كه راز دل خويش را بگويد به پيامبر و دو يار و وزيرش كه گورشان مجاور اوست درود بفرست » . « 2 » 6 - فقط شيعيان على عليه السلام دارالسلام نورى : از ( نور العيون ) سيّدباقر اصفهانى نقل كرده كه مىگويد : به سال 1173 هجرى به زيارت خانهء خدا مشرّف شده بودم ، در بين راه مكّه و مدينه شنيدم جمعى از صلحاى شهر شوشتر نيز آن سال به حجّ رفته‌اند ، در بين راه دو نفر از آنان با يك نفر از اهل تسنّن هم صحبت شده دربارهء مسأله امامت با هم بحث و گفتگو مىكردند . و آن شخص همچنان بر اعتقاد خود ثابت بود ، تا اين‌كه وارد مدينه شدند و چون او قبر آن دو ( عمر و ابوبكر ) را در كنار قبر رسول خدا صلى الله عليه و آله

--> ( 1 ) - اغانى : 9 / 66 . ( 2 ) - مروج الذهب : 2 / 418