خواجه نصير الدين الطوسي
38
تنسوخ نامه ايلخانى ( فارسى )
فصل در معرفت ياقوت اغبس « 1 » و اكهب ياقوت كبود را اغبس و اكهب گويند . و كحلى نيز خوانند . و مرتبهء او از روى خاصيّت و مزاج و قيمت از ياقوت سرخ كم است ، و عزيز الوجود نيست . و رغبت بدان كمتر كنند ، و سقط است « 2 » ، از آن نوع در ميان مردم بيشتر باشد « 3 » . و بدان سبب ياقوت اكهب را ادنى ياقوت نهند « 4 » ، كه لون كهوبت از عوارض مجرمان و مظلومان است ، و نشان حزن و اندوه ، و مناسب با مادهء سودائى « 5 » كه روح را مكدّر گرداند . و ياقوت اكهب را چنان كه جملهء انواع يواقيت از روى لون مراتب « 6 » مختلف است ، بهتر از همه طاوسى است ، كه در وى سبزى و شعاعى بر مثال ( پر ) طاوس توان ديد ، و بعد از آن « 7 » آسمانگون . و بعد از آن « 8 » كحلى ، و كحلى « 9 » از همه مشهورتر باشد . و بعد از آن نيلى ، و بعد از آن لاجوردى ، و بعد از آن شبه رنگ ، و آن درجهء غايت سياهيست از جملهء انواع يواقيت . و وزن آن چون با مساوات حجم ياقوت سرخ نسبت دهند ، اكهب گران سنگتر باشد . و خاصيّت ياقوت اكهب آنست ، كه در روشنى سرخ نمايد .
--> ( 1 ) - م ، ن : اعنبس ؟ ( 2 ) - كلمهء ( است ) فقط در ع : است ( 3 ) - م ، ن : از آن باشد ( 4 ) - م : مىنهند ( 5 ) - م ، ن ، ج : سوداوى ( 6 ) - ع : انواع ( 7 ) - ع : از وى ( 8 ) - ع : كه در وى ( 9 ) - م ، ن ، ج : و اين كحلى .