خواجه نصير الدين الطوسي

17

تنسوخ نامه ايلخانى ( فارسى )

( شعاع ) « 1 » كواكب چون شعاع آفتاب « 2 » را مكثى باشد زيادت بر مسامتهء زمين بموضعى « 3 » و شعاع او بر زواياى « 4 » قائمه ، بدان [ موضع ] مىپيوندد « 5 » . و تجاويف [ آن موضع را آفتاب سخونتى زيادت « 6 » مىكند و برودتى كه در آن تجاويف ] باشد منضغط مىشود ، و حجرى پديد مىآيد . و اگر مكث اشعهء آفتاب اندك « 7 » باشد ، آن برودت را بسبب اندك « 7 » مكث آفتاب مددى « 8 » باشد ، و بخارات محتقن « 9 » شوند ، انجمادى و تحجّرى « 10 » حاصل مىآيد ، و تولّد معدنيّات مختلف بدين دو سبب باشد ( در معادن ) . و باشد كه معادن در سبيل رودها باشد ، و باشد كه سيلها از كوهها بر معادن بگذرد « 11 » ، و موضعى را معدنى كند . و علّت تكوين اكثر معادن آن باشد كه در تجاويف زمينها بخاراتى باشد ترمائى « 12 » ، يا بخارى ( خشك ) دخانى ، و بمكرّر شدن طريان حرارت و برودت بر عقب يكديگر بسبب اشعهء آفتاب ، و مسامتهء آن و خلاف مسامته ، و بسبب حرارتى و برودتى كه در آن تجاويف حادث [ مىشود ] ، بسبب تغيّر « 13 » هوا يا باسبابى « 14 » ديگر ، چون ميغ و كوه « 15 » بلند ، كه مانع شعشعهء آفتاب باشد « 16 » ، ( يا موضع در غايت انخفاض بود ، يا موضعى كه شعاع آفتاب بر آنجا افتد ) و عكس آن منعكس « 17 » گردد ، آن موضع را سخنونتى

--> ( 1 ) - شعاع فقط در : ع ، است ( 2 ) - ع : كواكب ( 3 ) - ب : موضعى ( 4 ) - ع : و شعاع بر زواياء ( 5 ) - ع : پيوندد ( 6 ) - ن ، ج ، م : زيادت آفتاب ( 7 ) - ع : اندكى ( 8 ) - ب : و مددى ( 9 ) - ب : مخنق ؟ ( 10 ) - ب : و بخحرى ( 11 ) - ب ، ن ، ج : كه در آن معادن بود بيايد ( 12 ) - ب : برمايين ؟ ( 13 ) - ج : و بسبب تغيير ( 14 ) - ب : يا اسبابى ( 15 ) - ب : ميغ و كوه - ج : چون منيع كوه ( 16 ) - م ، ب : كه مانع شعاع آفتابند - ن ، ج : كه مانع شعاع آفتاب بر آنجا افتد ؟ ( 17 ) - ب : كه منعكس .