خواجه نصير الدين الطوسي

4

تنسوخ نامه ايلخانى ( فارسى )

اما بعد چنين گويد محرّر و مؤلّف اين كتاب « 1 » ، محمد بن محمد بن الحسن « 2 » الطوسى تغمّده اللّه برحمته « 3 » كه پادشاه جهان مادهء امن و امان « 4 » ، از اين ضعيف التماس « 5 » كرد ، كه تأليفى مىبايد پرداخت « 6 » در معرفت انواع جواهر معدنى و غير آن « از چيزهاء طرايف كه به حضرت ما مىآورند ، » « 7 » و كيفيّت تولّد ، و سبب حدوث آن « 8 » از بهترين و بدترين و شبه هريك ، و خاصيّت و قيمت آن ، و محافظتشان ، به شرحى « 9 » تمام بنويس ، و بما عرضه دار « 10 » . و چون استعداد آن پادشاه « 11 » در تحصيل شرف نفس و تشوّق « 12 » او بحكمت تفرّس مىنمودم ، و صدق « 13 » رغبت او به اين علم شريف مىدانستم ، اين كتاب جمع كرده شد « 14 » ، از گفتار حكماء متقدّم « 15 » ، و آنچه اين بنده « 16 » را بتجربت معلوم شده [ بود ] به حكم ممارست . و آنچه از معتمدان و اصحاب تجارب بطريق تسامع معلوم شده است ، بدان الحاق كرد « 17 » . و اين كتاب را تنسوخ‌نامهء « 18 » ايلخانى نام نهاد « 19 » چه هرچه به خدمت پادشاهان تنسوق « 20 » آورند ، آنجا « 21 » ياد كرده شود . ان شاء اللّه تعالى [ كه ] به نظر بزرگوار « 22 » ملحوظ گردد ، و بسمع رضا اصغا فرمايد « 23 » .

--> ( 1 ) - ب : افزوده : نصير الدين ( 2 ) - ج ، م : الحسن - ع ، ب ، ن : الحسين ؟ ( 3 ) - ع : نور اللّه قبره ( 4 ) - ب : افزوده : هلاكو خان ( 5 ) - ع : درخواست ( 6 ) - ب : بايد ساخت - م ، ج ، ن : بايد كرد . ( 7 ) - فقط در : ع ، است ( 8 ) - ع : و كيفيت معرفت انواع آن ( 9 ) - ع : محافظت ايشان شرحى - ب : محافظت آن به شرحى ( 10 ) - م : عرض دار ( 11 ) - ع : از پادشاه ( 12 ) - ب : و تشويق ( 13 ) - ع : و هدف ؟ ( 14 ) - م : كردم ( 15 ) - ب : متقدم - ع : ما تقدم ( 16 ) - ع : ضعيف ( 17 ) - م : كردم ( 18 ) - م ، ن : تنسوق‌نامه ( 19 ) - ع : نهادم ( 20 ) - ع : پادشاه بتانسوخ ( 21 ) - ن ، ج : در آنجا ( 22 ) - ب : بزرگان ( 23 ) - ب : فرمايند