خواجه نصير الدين الطوسي
307
تنسوخ نامه ايلخانى ( فارسى )
اوانى جمع آنيه و آنيه جمع انا : آوندها ( م ) 125 / 126 اوجاع جمع وجع : دردها 207 ايلاوس قسمى از بيمارى قولنج كه رودها برهم تافته باشند 209 بالش كلمه تركى است بالش زر معادل 2000 دينار و بالش سيم معادل 200 دينار بوده است 212 باندام آوردن بجلوه آوردن - زيبا كردن 94 براده سونش آهن و ريزههائى كه از آنوقت تراشيدن با سوهان بيفتد 188 برص بيمارى پيسى و پيس شدن 82 بزرگمهره حجر البرد 160 به شك موى مجعد 151 بلارك شمشير جوهردار 146 / 220 بهق بيمارىايست كه بر اندام جوانان پديد آيد و لكه سياه در پوست ظاهر گردد ، معرب بهك 105 بهمنين نام گلى است شبيه بزعفران 248 بواسير زيادتى است كه در دهانهء عروق مقعد از خون سودا پيدا شود ( بحر الجواهر ) 216 / 221 / 222 بىآب بىرونق و بىطراوت 85 / 92 / 93 پيما مقياس طول - واحد طول 86 تال تركيبى است از اسرب و مس 229 تجاويف جمع تجويف ، خلاء ميان چيزى ( م ) 16 / 17 / 18 تجفيف كردن خشك كردن 218 تحجر سنگ شدن 17 / 20 تحليل پذيرفتن باز شدن ، راه يافتن 18 / 173 / 204