خواجه نصير الدين الطوسي
303
تنسوخ نامه ايلخانى ( فارسى )
شهريست كه در آنجا بهم مىرسد ، و آن بهترين انواع كافور است » . و حكيم در تحفه نوشته است : « كافور قيصورى ، قيصور نام شهريست در هند كه از آنجا كافور حاصل شود و آن احسن انواع كافور است » . و در نزهة القلوب حمد مستوفى ( صفحهء 296 چاپ اروپا ) نام آن در جزو جزاير « قيصور » آمده بدين عبارت : « در جزيره قيصور بهند جائى است » . و شيخ داود ضرير انطاكى در تذكرهء اولى الالباب هم قيصور و هم فنصور ضبط كرده و گويد : « و هو القيصورى بالقاف و المثناة التحتيه و يقال بالفاء و النون » و از عبارت وى پيداست كه اول را به صحت نزديكتر دانسته است . و در فرهنگ اسدى قنصور با قاف و نون ذكر شده و به اين شعر رافعى استشهاد شده : ببرت ماند كافور كه در قنصور است * بدلت ماند پولاد كه در ايلاق است و قزوينى در كتاب آثار البلاد آن را فيصور با فا و يا ياد كرده و چنين گفته است : « فيصور بلاد بارض الهند يجلب منها الكافور الفيصورى و هو احسن انواعه » متن كتاب مطابق گفتهء قزوينى تصحيح شد و ظاهرا قيصورى چنان كه در كتب طب ذكر شده اصح اقوال باشد . ( 72 ) - ص 259 س صندل معرب سندل ( بحر الجواهر ) ظاهرا معرب چندل و چندنست . سپيد آن خوشبو بود و سرخ آن بو ندارد . درخت او به قدر درخت گردكان و ثمرش شبيه بخوشه حب الخضرا و آن سپيد و زرد و سرخ باشد . ( تحفهء حكيم مؤمن ) .