خواجه نصير الدين الطوسي

298

تنسوخ نامه ايلخانى ( فارسى )

فارسى است . ( 65 ) - ص 217 س 2 رصاص ارزيز و آن شامل قلعى و سربست ، و از مطلق او مراد قلعى است ، و رصاص ابيض گويند ، و به فارسى ارزيز خوانند و تكون آن از زيبق غالب و كبريت قليل ردى الجوهر و زبون‌ترين فلزاتست . و رصاص اسود سرب باشد . ( تحفه ) رصاص بفتح و عامه مردم آن را بكسر اول خوانند ، قلعى باشد . ( قانون ) و صاحب اختيارات گويد : رصاص قلعى باشد كه به فارسى ارزيز گويند ، و آن دو نوع است : يكى سفيد است و آن را قلعى گويند بفتح لام ، و آن منسوب بقلع است ، و آن معدنى است . و دوم سياه است ، و آن را اسرب خوانند ، و رصاصان قلعى و اسرب است . ( بحر الجواهر ) . ( 66 ) - ص 221 س 12 خبث الحديد تدبير در خبث الحديد آنست كه آن را در كوره آهنگران گذارند تا سرخ شود ، بعد آن را در سركه فروبرند . و اين عمل را هفت بار تكرار نمايند تا عمل تدبير انجام شود ، و آن آهن را مدبر خوانند . ( بحر الجواهر ) . ( 67 ) - ص 233 س 15 ختو ( بضم اول و ثانى بواو رسيده ) در حقيقت و ماهيت آن اختلاف بسيار است و در كتابهاى لغت و طب براى آن معانى مختلفى شده است . بعضى گويند شاخ گاو است و آن گاو در زمين چين باشد ، و بعضى گويند شاخ مار است چون هزار سال از عمر مار بگذرد شاخ برآرد .