خواجه نصير الدين الطوسي

209

تنسوخ نامه ايلخانى ( فارسى )

على الخصوص حاسّهء سمع « 1 » و بصر را . و سيماب زهريست كشنده ، و پازهر آن سداب است . و قى كردن آن‌كس را « 2 » نافع بود . و اگر كسى را علّت ايلاوس باشد . و آن « 3 » نوعى است از قولنج ، كه ( قولنج ) رودها بر هم « 4 » تافته باشد ، اگر سيماب بدان كس دهند شفا يابد . و رودها را مستقيم كند « 5 » . و در معده هضم نشود ، همچنان « 6 » به زير « 7 » برون آيد . و سيماب كشته شپش و حشرات ديگر را كه در اندام آدمى متولّد شود « 8 » همه را نيست كند . و اگر خاك سيماب با طعامى بياميزند ، چون موش آن را بخورد در حال « 9 » بميرد « و اللّه اعلم « 10 » . » فصل اول در صفت زر 61 و خواصّ او « 11 » ( و ) تكوّن زر در معادن « 12 » چنان باشد كه هرگاه كه شعاعات آفتاب در بعضى از زمين تأثير كند « 13 » [ بسبب اثر حرارت آن در تجاويف زمين ، بخارى و دخانى متولّد شود ، و ميان ايشان ازدواجى و تركيبى افتد ، و اجزاء آن متشابه بود ، ( آن جوهر كه حاصل

--> ( 1 ) - م : سمع را ( 2 ) - ع : و قى كردن خوردن آن را ( 3 ) - ع : كه آن ( 4 ) - ب : بهم - م : را بر هم ( 5 ) - ع : گرداند ( 6 ) - ( همچنان ) تنها در ع - است ( 7 ) - ب : بر سر - ن ، ج ، م : و به زير ( 8 ) - ع : شوند ( 9 ) - ب : حالى ( 10 ) - تنها در - ع - است ( 11 ) - ع : و خاصيت او ( 12 ) - ب : نيكوترين زر در معدن ( 13 ) - از اينجا مقدار 20 صفحه از نسخهء - ب - افتاده است .