خواجه نصير الدين الطوسي

204

تنسوخ نامه ايلخانى ( فارسى )

و گداخته شود ، و متطرق گردد ) چون ، زر و نقره ، و مس ، و قلعى ، و آهن ، و اسرب ، و خارصينى . و چون بخار « 1 » مذكور در تجاويف حاصل « 2 » شود ، و منفذى نيابد « 3 » كه برون « 4 » آيد ، و مدّتى در آن « 5 » بماند و تحليل نپذيرد ، مختنق گردد « 6 » چنان كه برودتى خارج كه موجب فساد باشد بوى راه نيابد ، و مادّهء حرارتى كه اصل او باشد ، از وى منقطع نگردد . و برين حال بماند ، تا زمان بسيار ، جرم آن بخار [ را ] نضجى بسبب اتّصال حرارت ، و انفصال برودت پديد آيد . چون نضج تمام بيابد و اجزاء آن را متشابه گرداند ، اتّفاق افتد كه برودتى خاصّ بدان پيوندد . استحالتى بر آن مادّه طارى شود ، آن جوهر كه حادث ( و حاصل ) گردد « زيبق باشد . و اگر بخارى يا دخانى شود ، و هم احوال مذكور برو طارى گردد » « 7 » آن جوهر منجمد كه حادث شود « 8 » جوهر كبريت باشد . و اين دو جوهر مادّه و اصول فلزّات هفتگانه « 9 » [ باشد ] ، همچنانكه عناصر اربعه اصول و مفردات جملهء مركّبات عالم سفلىاند « 10 » كه بواسطهء امزجهء مختلفه صور مركّبات على اختلاف اصنافها حادث مىگردند « 11 » . و تولّد فلزّات از امتزاج بخار زيبقى « 12 » و تأثير هريك در ديگر « 13 » ، بتقدير العزيز العليم « باشد « 14 » » .

--> ( 1 ) - ن ، ج ، ب : دود - م : دور ( 2 ) - ب : حادث ( 3 ) - م : و معدنى ؟ ؟ ؟ اد ( بىنقطه ) ( 4 ) - ب : بيرون ( 5 ) - ع : و مدتى مديد ( 6 ) - ع : مختنق شود ( 7 ) - در - م - نيست ( 8 ) - م : كه حاصل گردد ( 9 ) - ب : هفتگان - م ، ج ، ن : هفتگانه است ( 10 ) - م : سفلند ( 11 ) - ب : مىگردد ( 12 ) - م : ربيعى ( 13 ) - م : در يكديگر ( 14 ) - « باشد » در هيچيك از نسخ نيست .