خواجه نصير الدين الطوسي
180
تنسوخ نامه ايلخانى ( فارسى )
فصل در معرفت « 1 » انواع به ورق و خواصّ آن [ بوره ] انواع است : يك نوع را « 2 » [ بورهء ] سفيد خوانند . و لون او مثل گچ كوفته باشد . و آن را بر زر و نقره افكنند ، تا زود گداخته گردد ، و متلاشى نشود ، و طبيعت او را نرم گرداند « 3 » . « و نوعى ديگر است « 4 » كه آن را بورهء زروندى گويند . » « 5 » ( و ) زرگران لحام زر « 6 » بدان كنند . چه اجرام « 7 » را سيال مىگرداند « 8 » . و ديگر انواع را بورهء « 9 » تنكار « 10 » خوانند . آهن « 11 » را بدان لحام « 12 » توان كرد « 13 » . و نوعى ديگر است كه آن را بورهء « 14 » نان خوانند . اگر قدرى « 15 » از آن بر خمير افكنند ، هر نانى كه از آن پزند « 16 » كوپلهء بسيار بدان نان آيد « 17 » . و اگر بر شير « 18 » افكنند ، زود بچسبد « 19 » و ماست گردد . و تقطيع
--> ( 1 ) - ( معرفت ) در - ب ، ج ، ن : نيست ( 2 ) - ع : يكى نوع را - م : يكى را ( 3 ) - ع : و طبيعت او را نرم كند ( 4 ) - ب : ديگر نوعى است ( 5 ) - در م ، ج ، ن - نيست ( 6 ) - م : كام زر ؟ ( 7 ) - ب : و اجرام ( 8 ) - ع : گرداند ( 9 ) - ع : انواع را بوره - م ، ب : نوع بوره را ( 10 ) - ع : شكار ؟ ( 11 ) - ب : و آهن ( 12 ) - م : كام ( 13 ) - ع : كنند ( 14 ) - ب : و ديگر نوع كه آن را بورهء - ج ، ن ، م : و نوعى ديگر است ارمنى و بوره ( 15 ) - ع : مقدارى ( 16 ) - م ، ج ، ن ، ب : نان كه پزند ( 17 ) - ع : بر وى افكند - ب : بسيار بزند ( 18 ) - ب : و در سير ( 19 ) - ب : بخسبد - و در عرايس : بندد .