خواجه نصير الدين الطوسي

119

تنسوخ نامه ايلخانى ( فارسى )

و مىگويند « 1 » در تركستان شهريست كه افراسياب ساخته است « 2 » ، آنجا دهنهء سرخ است برنگ ياقوت . امّا « 3 » بهترين فرنگى باشد . آنچه « 4 » شيرين باشد در ولايت‌هاء شام و فرنگ از آن قدح‌ها و پيش زينها و كمرها سازند . و عزّتى در آن ولايت‌ها ندارد . و چون روغن زيت در دهنه مالند لون او سبزتر شود . و اگر خواهند كه بغايت رنگين شود ، بگيرند پارهء سركه ( بغايت ) ترش و برو ريزند ، و در ميان خمير كنند ، و در زير خاكستر بنهند ، كه هنوز آتش در وى باقى باشد ، و زمانى بگذارند ، آنگه برون كنند ، و بشويند بغايت رنگين و باطراوت شود . « باذن اللّه تعالى . » « 5 » سخن در « 6 » خاصّيّت « 7 » دهنج خاصّيّت « او آن بود كه آنچه » « 8 » شيرين باشد ، چشم را سود « 9 » دارد . و رگهاء برخاسته را بنشاند ، و آبله از چشم ببرد « 10 » ، و روشنى بيفزايد . و گفته‌اند كه دهنهء ترش زهر است ، اگر در دهان گيرند مضرّت زهر كند . و كژدم گزيده را به سركه سوده « 11 » طلى كنند ، درد

--> ( 1 ) - ع : چنان كه مىگويند ( 2 ) - ( است ) در م : نيست ( 3 ) - م : اما دهنه ( 4 ) - ج ، ن : و آنچه ( 5 ) - تنها در ع : است - و اين فصل كه در معرفت دهنج است در نسخهء ب : نيست ( 6 ) - ( سخن در ) در ج ، ن : نيست ( 7 ) - م : خواص - ب : در خواص ( 8 ) - ع : دهنج آنست كه هرچه ( 9 ) - ب : نفع ( 10 ) - م ، ب : چشم را ببرد - ج ، ن : چشم ببرد ( 11 ) - ( سوده ) تنها در ع : است .