خواجه نصير الدين الطوسي
113
تنسوخ نامه ايلخانى ( فارسى )
بر آن قرار گرفته بود كه « 1 » مصلحت در آنست كه آن دختر را عزيز مصر در نكاح آورد « 2 » ، تا آن دختر آن درّ را به دو بخشد ، تا هم حقّ بموضع خود « 3 » رسيده باشد ، و تمليك آن « عزيز را » « 4 » حاصل شود . پس معتمدان را نصب « كرد ، با عدّتى و اهبتى تمام » « 5 » ، و آن دختر را از شهر سيلاف « 6 » چنان كه لايق ( آنچنان پادشاهى ) « 7 » بود بمصر آوردند . و عزيز مصر « 8 » او را بزنى كرد ، و دختر « 9 » آن درّ يتيم را بعزيز مصر بخشيد . و مرا نواختهاء بسيار فرمود ، و تشريفهاء بىشمار كرامت كرد « 10 » . و آن درّ يتيم آنست ، و آن را به دو وجه يتيم مىگويند . يكى آنكه بىهمتا بود ، « و در زمان » « 11 » مثل و مانند نداشت . ديگر آنكه نسبت يتيمى بدان « 12 » طفل يتيم كردند . و حديث درّ شبافروز كه در افواه است سخنى است نامعلوم ، و « 13 » حقيقتى ندارد . مگر آن را تأويل كنند . چنان كه ( گويند ) درّ شب افروز آتش است ، اين وجهى دارد . و آنچه از قيمت آن گويند كه چندانچه زر بر زبر آن درّ مىريزند ، آن درّ بر زبر مىآيد ، تا آنگاه
--> ( 1 ) - ع : راى عزيز بران قرار گرفته بود كه ( 2 ) - ن ، ج : آرد ( 3 ) - كلمهء ( خود ) در ن ، ج : نيست ( 4 ) - ( عزيز را ) فقط در ع : است ( 5 ) - م : كردند با عزتى تمام - ن : كردند با عدتى تمام ( 6 ) - ع : سلاف - ن ، ج : شيلاف ( 7 ) - فقط در ع : است ( 8 ) - كلمهء ( مصر ) فقط در ع : است ( 9 ) - م ، ن ، ج : و آن دختر ( 10 ) - م ، ج ، ن : بىشمار داد ( 11 ) - در ج ، ن : نيست ( 12 ) - م : يتيم آن - ن ، ج : يتيمى آن ( 13 ) - در ع : ( واو ) ندارد .