خواجه نصير الدين الطوسي
87
تنسوخ نامه ايلخانى ( فارسى )
و صدف در زير آب چنان مىنمايد « 1 » كه سنگى « 2 » سپيد ، و هر چه در آب بينند ، حجم آن بزرگتر نمايد . و علّت آن آنست كه هر جرم كه ماوراى جسمى لطيف حس بصر بود ، حجم آن بزرگتر نمايد . و بگيرند ريسمانى « 3 » چندانكه « 4 » ارتفاع قعر مغاص « 5 » باشد . و پارهء چوب ( كه آن را حجمى زيادت باشد « 6 » ) و سر آن را برسن دو شاخ [ كنند ] . و در دو طرف آن چوب پارهاى بندند ، و سنگى سياه مقدار سى من در ميان آن چوبپاره بندند . و غواصى بينى ( را ) « 7 » ببندد « 8 » و توبرهاى از ليف بافته مثل دامى در گردن افكند ، و سر رسن در كشتى محكم كند ، و پاى بر آن چوبپاره نهد كه سنگ بر وى معلّق باشد ، و دست در رسن زند ، و به دريا « 9 » فروشود . و آن سنگ « 10 » از براى آن باشد كه حيوانات دريائى از او بگريزند « 11 » و هرگاه كه وال ( يا نهنگ ) قصد غوّاص كند ، اگر امكان مهلت باشد پاى از [ آن ] چوب برگيرد « 12 » و هم بدان رسن در حال بر سر آب آيد . و چون غوّاص به زير آب شود ، چشم باز كند ، و در قعر آب « 13 » چندانكه ممكن بود كه نفس نگاه تواند « 14 » داشت مىگردد « 15 » ، و صدف
--> ( 1 ) - ج ، ن : در زير چنان نمايد ( 2 ) - ع : يك سنگ ( 3 ) - ب : و ريسمانى ( 4 ) - م ، ج ، ن : چندانچه ( 5 ) - ب : خاص ( 6 ) - در ع : بجاى اين جمله كلمهء ( غليظ ) است ( 7 ) - ب ، ن : بينى را - ع : بينى ( 8 ) - ن : بندد ( 9 ) - ع : و در دريا ( 10 ) - م : و آن سنگ سياه ( 11 ) - ب : بگريزد ( 12 ) - ع : بردارد ( 13 ) - م ، ن ، ج : آن ( 14 ) - ب : نفس چندين نگاه توان ( 15 ) - م : نگاه دارد .