خواجه نصير الدين الطوسي

60

تنسوخ نامه ايلخانى ( فارسى )

قوّت دل دهد ، و در مفرّح [ سرد ] به كار دارند « 1 » . و گويند خون « 2 » شكم و اسهال را « 3 » سود دارد . و بسيار درو نگريستن نور بصر زيادت كند . هر كه با خود دارد از علّت صرع ايمن « 4 » باشد . و در قديم ملوك عجم بر فرزندان خويش بسته‌اند ، تا ( در كبر سن ) از علّت صرع ايمن باشند . و هركه او را « 5 » ضررى از هوام رسد [ مقدار ] هشت جو تا دانگى « 6 » ( مصوّل كرده « 7 » ) بمارگزيده دهند « 8 » پيش از اثر زهر مضرّت آن زهر بازگرداند « 9 » . فى الجمله مقدار دانگى ( از زمرّد مصوّل ) از زهر « 10 » تمامت گزندگان خلاص دهد ، بىآنكه پوست و موى بازافتد « 11 » . و اين مجربست . و طبيعت زمرّد ( سرد و ) خشك است بسبب لون خضرت « 12 » ، و گفته‌اند كه « 13 » نوعى از سميّت درو هست كه اگر بيش از مقدار دانگى خورند ، مضرّت زهر كشنده كند « 14 » . و در وقت آنكه زن حامله دشوار زايد ، چون بر ران او بندند زادنش « 15 » آسان گردد . و مشهور و معروف شده است كه چون زمرّد خالص را برابر « 16 » چشم افعى دارند كور شود ، يا بتركد « 17 » 12 . ابو ريحان آورده است كه چند نوع « 18 » زمرّد بر چند نوع مار افعى تجربه

--> ( 1 ) - ب : آيد ( 2 ) - ع : كه خون ( 3 ) - ب افزوده : سوده بخورانند ( 4 ) - ج ، ن : آمن ( 5 ) - ع : و هركه را ( 6 ) - با دانگى ( 7 ) - در م : نيست ( 8 ) - ب : بدهند ( 9 ) - ب : آن زهر تمامت فى الحال بازدارد - م ، ن ، ج : آن زهر بازگردد ( 10 ) - ج ، ن : فى الجمله دانگى از زهر ( 11 ) - ب : و موى او بيفتد - ج ، ن : و موى بيفتد ( 12 ) - ب : خضرى ( 13 ) - در ع افزوده : ( كه ) ( 14 ) - ب : سازند ( 15 ) - ب : زادن برو ( 16 ) - م ، ب : در برابر ( 17 ) - ب : دارند چشم او تيره كند - ج ، ن ، م : دارى چشم او بتركد ( 18 ) - ع : نوبت .