خواجه نصير الدين الطوسي ( كوشش مصطفى بروجردى )
658
بازنگارى اساس الاقتباس ( فارسى )
آگاهى از اين صنايع از نظر متأخران ، علمى غير از علوم شعر است . مثال لفظ مخيل برحسب فصاحت و متانت : چو فردا برآيد بلند آفتاب * من و گرز و ميدان و افراسياب مثال معنى مخيل برحسب غرابت : نگر چه شوم جهانى است اينكه جفتجفت * خوشى نيابد تا پارهاى ز جان نبرند در مباحث بعدى از صنعتهاى شعرى ، ياد خواهيم كرد . بايد دانست تخيلهايى كه براساس الفاظ بسيط و معانى مفرد باشد ، صناعى نيست . و آنچه كه مقتضاى تركيبات مىباشد ، دو صنف است : 1 - تخيلى كه از تركيب اول پديد آمده ، كه انواع اقوال مفرد ، مشتمل بر آن است . 2 - تخيلى كه از تركيب اقوال حادث مىشود . صنف اول ، تخيل تامى را افاده نمىكند ، زيرا اقوال مفرد به مثابهء مواضع و انواع و مقدمات كلى در صناعات مذكور است و به تنهايى ، و بدون تقارن با قولى ديگر ، نمىتواند متعلق به مطالب جزئى شود . اما صنف دوم ، در هر موضعى كه بخواهند ، و به هرگونه كه اراده كنند ، مقتضى تخيل بوده . اين صنف ، قياسهاى شعرى ناميده شده و بيشتر تعلقش - مانند خطابه - به امور جزئى است . فايدهء اين قياسها حدوث انفعالاتى نفسانى - مانند بسط ، قبض ، تعجب ، حيرت ، خجلت ، سستى ، نشاط و . . . كه تابع تخيلات هستند ، مىباشد تا برحسب آن انفعالات ، نفس به تعظيم يا كوچكى ، سختى يا راحتى امور حكم كند . قياسهاى شعرى ، در اهداف اجتماعى ، مانند مشاورات ، مشاجرات و منافرات ، سودمند بوده و نفس انسانى را بر كسب فضايل و منع از رذايل و ساير حركات نفسانى ، تحريك مىنمايد . گرچه در اين منافع ، خطابه شزيك شعر است ، اما نفع خطابه ، به تصديق بوده و سود شعر به تخييل است . و در برخى از نفوس ، تخييل مؤثرتر از تصديق است . منفعتى كه ويژهء شعر بوده و هيچيك از ديگر صناعتها ، اين منفعت را ندارند ، التذاذ و تعجب نفس است . بسيارى از اشعار متأخران ، تنها متوجه اين هدف است . اما اشعار