خواجه نصير الدين الطوسي ( كوشش مصطفى بروجردى )

650

بازنگارى اساس الاقتباس ( فارسى )

اگر معتذر ، در ابتدا تسليم شده و سپس انكار كند ، اين عمل مقتضى آن است كه راه‌هاى اقامهء حجت بر وى تنگ شود . مانند آن‌كه بگويد : اين عمل را انجام دادم اما ضررى وارد نكردم و اگر بگويد اين عمل را كردم و ضرر هم زدم ، باز هم راه را بر خود ضيق‌تر كرده است . اما اگر به‌طور كلى منكر شود ، انكار وى راه اقامهء حجت بر شاكى را تنگ خواهد نمود . گفته‌اند : عذر آوردن ، فاضل‌تر از شكايت است . زيرا شكايت‌كننده بر آن است كه مذمت كرده و ستمى را اثبات كند . اما معتذر خواهان فضيلت بوده و عدل را اثبات مىكند . ازاين‌رو معتذر دعوت به خير نموده و چنان وانمود مىكند كه غير از خير چيزى نمىخواهد . بر خلاف شاكى كه به نابود كردن و آزار دعوت مىكند . آن‌چه تاكنون گفته شد در مورد مشاجره بود . و اما مشاوره : اگر در مقام مشورت ، نزاعى درگيرد ، منازع مىگويد : اين امرى كه مشير مىگويد واقع نيست و اگر هم واقع باشد ، نافع نيست و اگر هم نافع باشد ، عدل نيست و اگر هم عدل باشد نيازى به آن نيست و اگر هم نيازى به آن باشد ، غير از آن است كه مشير مىگويد . منازع بايد در آغاز سخن خصم خود را نقض كرده و آن‌گاه نقيض آن سخن را اثبات كند . زيرا وقتى مشير ، مشهورات ديگر را ابطال كند ، شنوندگان بر شنيدن مشاورهء وى حريص خواهند شد . بايد دانست كه سه امر ، سبب كذب مشير خواهد بود : جهل ، شرارت طبع ، عدم تأمل در حال مستشير . و سه امر سبب تمايل به تصديق كسى از سوى مردم است : عقل آن كس ، فضيلت او ، دوست داشتن او توسط مردم . چنان‌كه گفته‌ايم ، ابطال يا از راه معارضه است و يا از طريق مناقضه . در مورد معارضه پيش از اين سخن گفتيم . و اما مناقضه ، ايراد مقاومت است و آن ضد نفع است - كه در جدل پيرامون آن توضيح داده‌ايم . و آن مقاومت از چند راه است : توجه به قول مدعى ، توجه به مقدمات قول او ، توجه به گوينده ، تضييع زمان ، تشويش فعل او . آن‌چه متوجه قول يا مقدمات قول است ، يا مقتضى نقض خود آن قضيه بوده و يا مقتضى نقض آن‌چه قائم مقام قضيه است مىباشد ، مانند كلى عام‌تر يا جزئى خاص‌تر ، يا