خواجه نصير الدين الطوسي ( كوشش مصطفى بروجردى )

623

بازنگارى اساس الاقتباس ( فارسى )

و اما اگر خطيب بخواهد از شهود استفاده كند ، يا آن شهود از قدما بوده و يا از معاصرين‌اند . اگر از قدما باشند مىگويد : قدما از نظر علم ، معرفت ، پيشى در خيرات بر ديگران افضل هستند . و اگر بخواهد آن را رد كند مىگويد : هر روزگارى حكمى دارد و هر متأخرى آن‌چه را كه قدما مىدانند ، مىداند و علاوه بر آن چيزهايى را مىداند كه قدما نمىدانستند ، و اين متأخرين هستند كه غفلت‌ها و خلل‌هاى متقدمان را اصلاح مىكنند . و اگر شهود از معاصرين باشد ، نصرت آن به اين است كه خطيب آن‌ها را تزكيه نموده و بگويد صادق‌اند ، و اما اگر بخواهد آن شهود را نقض كند ، مىگويد اين شهود چرب‌زبان‌اند ، يا عداوت دارند ، يا در خيانت شريك‌اند . امارات نيز از قبيل شهود هستند . اگر خطيب بخواهد ، عهود را نصرت كند مىگويد : بزرگى نفس و وفا ايجاب مىكند كه به عهد عمل شود ، عهد شريعتى خاص است و التزام به آن مانند التزام به شريعت مكتوب است . و اگر بخواهد عهود را نقض كند يا اين نقض از راه تأويل لفظى است ، و يا مىگويد هرچه كه مكتوب نباشد ، بدعت و خروج از دين است ، و يا مىگويد حاكم مىتواند برحسب مصالح ، احكام ، را تغيير دهد . اگر خطيب بخواهد سوگند را نصرت كند ، مانند عهد ، نصرت كرده و يا مىگويد ذكر خداى تعالى عظيم است و سوء عاقبت نقض سوگند را يادآور مىشود . و اگر بخواهد آن را نقض كند يا آن را تأويل نموده و مىگويد لغو است و يا مىگويد پرداخت كفاره از اهمال مصلحت ، اولى است . سوگند بسيار ياد كردن باعث مىشود كه از اعتبار كلام سوگند خورنده نزد مردم كاسته شود . صاحبان مروت ، يا به خاطر بزرگداشت سوگند و يا به خاطر بزرگى نفس خود ، سوگند ياد نمىكنند . اما گاه ممكن است ، همان افراد ، براى دفع سوءظن به سوگند متوسل شوند . درخواست سوگند به يكى از اين علل است : تهور و بىباكى ، اطمينان به صدق گوينده ، اطمينان بر ترس دشمن ، به جهت تشفى . و امتناع از سوگند مقتضى تصديق ادعاى خصم است . و اما اگر خطيب بخواهد گفتار كسى را كه به وسيلهء عذاب از او تصديق مىخواهند ،