خواجه نصير الدين الطوسي ( كوشش مصطفى بروجردى )

62

بازنگارى اساس الاقتباس ( فارسى )

مثال‌هاى متعددى را مطرح كنيم و مطلب موردنظر را كاملا توضيح دهيم . بنابراين دانشمندان منطقى ، مباحث مقولات عشر را به صورت نقل و حكايت بيان كرده‌اند تا كسانى كه از دانش فلسفه آگاهى ندارند ، بتوانند با آشنايى اجمالى ، مطالب منطقى را بهتر درك كنند . ازاين‌رو ، تحقيق تفصيلى پيرامون مبحث مقولات را بايد در كتب فلسفى جست‌وجو نمود . اكنون قبل از بيان اين مقولات بايد نكاتى را در مقدمه بيان كنيم : 1 - تمامى فلاسفه معتقدند اكثر ماهياتى كه ذهن انسانى مىتواند آن‌ها را درك كند ، در اين ده مقوله است . به سخن ديگر ، اگر امورى را كه ذيلا بيان مىكنيم از اين مقولات استثنا كنيم ، تمامى ماهيات در بحث اين مقولات قرار دارند . اين امور عبارتند از : الف - امورى مانند وجود ، وجوب و امكان كه عموميت آن‌ها بيش از اين مقولات بوده لازم اكثر ماهيات هستند . ب - امورى كه مبدأ يا منتهاى برخى از انواع هستند ، مانند نقطه و وحدت ، چراكه اين امور هركدام يك نوع حقيقى هستند ، اما در تحت جنس منطقى قرار ندارند . اكنون اگر از اين‌دو مورد فوق صرف‌نظر كنيم ، هيچ موردى را نمىيابيم كه به صورت دلالت لفظى بتوانيم در ذهن تصور كنيم ، اما نتوانيم آن را در يكى از مقولات ده‌گانه قرار دهيم . 2 - در مورد وجه حصر اين مقولات ، در ده مقوله گرچه سخنان بسيارى گفته شده ، ولى آن‌چه مورد قبول است ، اين‌كه حصر اين مقولات براساس استقرا است . 3 - اين مقولات ديگر داراى جنس نيستند . حتى « وجود » هم جنس اين مقولات نيست . توضيح اين‌كه مىتوانيم در وجود اين مقولات شك كنيم و با همين شك در وجود ، آن معانى را تصور كنيم . بنابراين اگر وجود به عنوان جنس اين ده مقوله باشد ، از آن‌جا كه تصور ماهيت بدون تصور جنس كه جزيى از ماهيت است ، امكان ندارد ، بايد تصور آن‌ها با شك در وجود امكان‌ناپذير باشد . دليل ديگر اين‌كه اگر به عقل خود مراجعه كنيم ، درمىيابيم كه عقل ، براى رنگ بودن « سياهى » و شكل بودن « مثلث » ، به جست‌وجوى علت نمىگردد . اما براى موجود بودن سياهى يا مثلث ، به دنبال كشف علت وجود است . بنابراين اگر « موجود » به عنوان جنس