خواجه نصير الدين الطوسي ( كوشش مصطفى بروجردى )
593
بازنگارى اساس الاقتباس ( فارسى )
سوگند معروف است و نيازى به توضيح ندارد . عهد ، قراردادى است كه دو نفر ميان خود منعقد نموده و نبايد از آن عدول و تجاوز كنند . آنچه گفته شد شهادت حالى برحسب قول بود . و اما شهادت حالى برحسب امرى ديگر ، اماراتى هستند كه وجود دارند مانند هيأت شخص مسرور براى مبشّر بودن و هيأت شخص ترسان براى منذر بودن . و اين نيز دو نوع است : الف - آنچه تابع انفعالات نفسانى است ، كه قبلا توضيح دادهايم . ب - آنچه از خارج عارض مىشود ، مانند تصورى كه شنونده و مخاطب از گويندهء خبر ثواب و عقاب دارد . و اما آنچه مقتضى استعداد و آمادگى اقناع است ، مربوط به كسى است كه مىخواهيم او را قانع كنيم . و آنكس يا مخاطب است ، يا حاكم و يا شنوندگان . و يا برحسب گوينده است ، يا برحسب گفتار و يا برحسب شنونده . مورد اول چنان است كه گوينده در معرض قابل قبول بودن گفتارش قرار گيرد . چنانكه براى او فضيلتى اثبات كنند و يا او داراى هيأتى در اقوال و افعال باشد كه قبل از خطابه مردم متوجه او مىشوند . مثلا گوينده صالحى فروتن يا صادقى نيكوادا باشد . بسيارى از واعظان قبل از وعظ و به محض آنكه مردم آنها را مىبينند ، مورد توجه قرار گرفته و مردم را متأثر مىكنند و يا حتى پيش از گفتار خود ، مردم را به رقت آورده و مىگريانند . مورد دوم چنان است كه گوينده سخن خود را برحسب مقتضاى حال ، با بلند كردن صدا ، آهسته نمودن آن ، تيز كردن و . . . در معرض قبول قرار مىدهد . مورد سوم بدينگونه است كه گوينده ، با دلجويى و مهربانى كردن ، مستمع را در معرض قبول گفتار خود قرار مىدهد و اين نيز يا به ايجاد انفعالى در شنونده است - مانند آنكه در وقتى مناسب رقت ، رحمت يا قساوت را در او احداث كند - و يا به ايهام خلقى مانند سخاوت و شجاعت است . بعضى از انفعالات و اخلاق مقتضى تسريع در تصديق بوده و برخى ديگر به ضد ، اينگونهاند . مثلا كسى كه از وخامت عاقبت ترسان است بيشتر انذار و بيم را تصديق