خواجه نصير الدين الطوسي ( كوشش مصطفى بروجردى )
575
بازنگارى اساس الاقتباس ( فارسى )
مىشود مثلا ، اين پدر است و آن زيد است ، و پدر زيد نيست . يا : « انسانى مىرفت با اسبى سخن مىگفت » ، زيرا انسانى مىرفت با اسبى ، صادق است ، سخن مىگفت نيز صادق است ، اما ايندو باهم كاذب است . در مباحث گذشته پيرامون تركيب قضاياى شرطى متصلهء صادق از حمليات كاذب ، سخن گفتهايم . 6 - مغالطهء برحسب توهم عدم تأليف . اين نوع ، « مغالطه به اشتراك تأليف » ناميده شده است . بدينگونه كه سخن با ملاحظهء تأليف صادق است ، اما بدون آن كاذب . مانند : ممكن است گويا خاموش شود و آنكه نگويد گويد . در اين مثال ، اين عبارت در صورتى صادق است كه قضيهء دوم عطف بر قضيهء اول شده و حكم به امكان براى قضيهء دوم هم باشد ، اما اگر جملهء دوم ( آنكه نگويد گويد ) جملهاى جديد و بدون ارتباط با حكم جملهء پيشين در نظر گرفته شود كاذب است . مثال ديگر : خلأ موجود بوده و قابل تقدير است و ابعاد متداخل است . در اين مثال ، اين سخن كه « ابعاد متداخل است » ، اگر با جملهء اول تأليف نشود كاذب است . در اينجا بحث پيرامون انواع ششگانهء مغالطهء لفظى به پايان مىرسد . مغالطهء معنوى يا به سبب خللى است كه در خود تبكيت وجود دارد و يا به سبب خلل در اجزاى آن . تبكيت قياسى خاص است . خللى كه در خود قياس ديده مىشود يا با ملاحظهء نتيجه است و يا بدون ملاحظهء آن . اگر با ملاحظهء نتيجه باشد يا نتيجه عين مقدمه است يا نه . قرار گرفتن نتيجه به عنوان مقدمه همان مصادره بر مطلوب اول است . و عدم قرار گرفتن نتيجه به عنوان عين مقدم نيز دوگونه است : يا نتيجه از آن قياس مطلوب است يا نه . اگر مطلوب باشد ، خللى نيست و اگر مطلوب نباشد به خاطر قرار گرفتن امرى غيرعلت به جاى علت است . و اما علت خللى كه در خود قياس ممكن است وجود داشته باشد ، بدون لحاظ نتيجه ، اهمال يكى از شرايط انتاج قياس است كه در علم قياس آنها را بيان كردهايم . خلل در اجزاى قياس ، همان خلل در قضاياست ، زيرا اجزاى اولى قياس ، قضايا بوده و اجزاى ثانوى در صدق و كذب قياس مدخليتى ندارند . خللى كه در قضيه ممكن است وجود داشته باشد يا برحسب اعتبار خود قضيه است و يا برحسب اعتبار نقيض آن . در فرض اول يا خلل از ناحيهء موضوع بوده ، يا از ناحيهء محمول و يا از ناحيهء تأليف .