خواجه نصير الدين الطوسي ( كوشش مصطفى بروجردى )
569
بازنگارى اساس الاقتباس ( فارسى )
فصل اوّل تبكيت مغالطى ، صناعت مغالطه و منفعت آن هر قياسى كه نتيجهء آن نقيض وضعى باشد ، به اعتبار صاحب آن وضع ، تبكيت « 1 » ناميده مىشود . اگر مواد آن قياس حق يا مشهور باشد و صورت آن نيز بالذات منتج باشد ، آن تبكيت برهانى يا جدلى است و اگر مواد حق يا مشهور نباشند و يا صورت آن بالذات منتج نباشد ، حتما آن قياس يا شبيه حق و يا شبيه به مشهور است و بهطور كلى اين در حقيقت قياس نيست بلكه يا به وجه صواب و يا به حكم التباس ، رواج يافته و در معرض تسليم است . استعمال شبيه به حق به جاى حق ، تشبه به برهانى بوده و به كار بردن شبيه به مشهور به جاى مشهور تشبه به جدلى است و سبب هردو يا غلط است يا مغالطه . كسى كه متشبه به برهانى باشد ، سوفسطايى ناميده شده و نام صناعت او سفسطه است و كسى كه متشبه به جدلى باشد ، مشاغبى ناميده شده و صناعت او مشاغبت است . و به اين اعتبار كه هردو ، وضع غير را نقض مىكنند مغالط بوده ، اگرچه ممكن است در قياس با خود ، غالط باشند . ازاينرو تبكيت آنها ، تبكيت مغالطى ناميده شده است ، در حالى كه در حقيقت اين تبكيت و غلبه نمودن به حجت نيست بلكه تضليل و گمراه نمودن است . همچنين ، ممكن است به اعتبار غرض ديگر به جاى تبكيت مغالطى ، امتحانى يا عنادى ناميده شوند ، كه در اين موارد قبلا سخن گفتهايم . از آنجا كه سبب وقوع اين مواد در قياسها ، رواج آنها بر عقول بوده و علت رواج
--> ( 1 ) - تبكيت به معنى درشتى و سرزنش كردن و غلبه نمودن به حجت است .